ایران وچین همچنان همچنان بعنوان دو شریک مهم در بعد ژئواستراتژیک محسوب می شود ، افزایش قدرتی که این دو دولت پیدا کرده وگسترش نفوذی که بعنوان چالشی برای نقش ایالات متحده به وجود آورده اند از جنبه های مهم آن است. ظاهرا این دو کشور در ساختار خود از پیشرفت وپیچیدگی های خاصی برخوردار هستند و روابط آن تکیه خاصی بر روابط تاریخی گسترده وضرورت های اقتصادی وتمایل های سیاسی در تشکیل نظام سیاسی چند بعدی وچند قطبی دارد. با این حال این مشارکت هرگز از یک همپیمانی فراتر نرفته است وحتی می توان آنرا تجسم بخش مجموعه ای از منافع مشترک بین دو طرف توصیف کرد.

چین که به تازگی از چند دهه انزوای بین المللی خارج شده سعی دارد خود را از تبعات عقده های حقارت برهاند ، از اینرو به دنبال نقشی منطقه ای و بین المللی برای خویش است که بیانگر وزنش بوده ومنعکس کننده اهدافش باشد. جون گیتنگز که یک مورخ است در این رابطه می گوید : پکن مدتهای مدید نشانگر قدرتی بالفعل بود و نقشی را ایفا می کرد که در بیشتر اوقات پایین تر از وزن حقیقی خویش در سیاست های بین المللی بود. چین وایران دراینکه تجارب تاریخی مشابهی را بعد از فروپاشی سلسله های پادشاهی پیشینه دار پشت سر گذاردند با یکدیگر مشترک هستند. همچنین اهداف معاصر دو دولت وبخصوص نگرانی آنها از قدرت های بیگانه ای که سعی در محروم کردنشان از جایگاهی که در جهان حق آنان است دارند نیز آنها را با یکدیگر در یک چارچوب قرار می دهد. اکثر رهبران چینی وایرانی بر این باورند که نظام فعلی حاکم در جهان که بر پایه بر سلطه قدرت هاست بسیار غیر منصفانه است از اینرو بیشتر دلمشغولی و توجه خود را به حفظ استقلال و پایبندی به حاکمیت خود معطوف داشته اند. علاو بر آن چین سعی در یافتن جای پایی در منطقه است و از اینرو ناخرسندی روز افزون خود را از حضور آمریکا در آن اعلام می دارد. چین با این اقدام خود امیدوار است که به شکل آرام وخزنده ای به چالش با نفوذ آمریکا در منطقه خاور میانه و در کنار آن در آفریقا و آمریکای لاتین بپردازد، پکن این مهم را از طریق تلاش های دیپلماتیک وتقویت روابط و ارتباطات بین ملل وتوسعه شبکه فعالیت ها و سرمایه گذاری ها انجام می دهد و به این شکل چهره اهداف جهانی چین را نمایان می سازد.

در این چارچوب چین از امتیاز ویژه عدم به دوش کشیدن بار استعمارگری بهره مند است . چینی ها با اجتناب از دخالت مستقیم و به کارگیری راهبرد نفوذ غیر مستقیم وسعی در ایجاد ارتباط با کشورهایی که غربی ها به دنبال منزوی کردن آن هستند مانند کره شمالی و زیمبابوه خود را بعنوان شریک جذابی برای ایران که خود را در معرض اتهامات روز افزون جامعه جهانی یافته نشان داده است. با این حال اولویت های اصلی پکن تامین نیازهای اقتصاد چین است که بشدت در حال رشد است و نیاز مستمر و روز افزونی که به انرژی دارد ، علاوه بر آن سعی دارد روابط خود را با بزرگترین شریک تجاری خود و مهمترین ضامن اقتصادی اش یعنی ایالات متحده همواره خوب نگه دارد. چین همچنین فشارهایی را از سوی ایالات متحده بعنوان طرف مسئول در امور بین المللی تحمل می کند. رای چین علیه ایران و کره شمالی در شورای امنیت و ادامه سکوت در رابطه با جنگ در عراق همه شواهدی بر رویکرد ممتنع پکن دارد و بیانگر آن است که این کشور سعی در حمایت از خود در مقابل دیدگاه های یکپارچه بین المللی در رابطه با این مسایل است. با همین قدرت پکن بر این باور است که استقرار داخلی اش بر ادامه رشد و توسعه اقتصادی اش استوار است واین مهم تنها از طریق تامین نیاز روز افزونش از انرژی قابل تحقق است.

شکل گیری نقش چین

شکل گیری جایگاه چین از طریق افزایش میانگین رشد اقتصادی به 10 درصد در سال طی 15 سال گذشته محقق شد ، در سال 2006 چین هفت میلیون بشکه نفت در روز مصرف کرد ، که این مقدار معادل یک سوم میزان مصرف آمریکاست که 8/20 میلیون بشکه در روز است. همچنین پیش بینی می شود که حجم مصرف چین سالانه یک میلیون بشکه در روز افزایش یابد. در این چارچوب سازمان انرژی جهانی پیش بینی می کند با فرا رسیدن سال 2030 واردات نفتی چین با واردات آمریکا همطراز گردد. همچنین تا 15 سال قبل از آن یعنی در سال 2015 میلادی 65 درصد از نیازهای انرژی چین از خارج تامین خواهد شد که با فرا رسیدن سال 2030 این رقم 80 درصد را به خود اختصاص خواهد داد. مسئله به خودی خود باعث می شود تا دولتمردان چینی منابع تامین کننده امنی را برای این نیاز خود از نفت تامین کنند ، که در این چارچوب چین امروزه 61 درصد از واردات خود را از کشورهای خاور میانه دریافت می کند. کمیته توسعه واصلاحات ملی چین در این رابطه در گزارشی تاکید می کند که نفت در سال 2010 بین 4/51 و 6/52 درصد از نیازهای انرژی چین را به خود اختصاص خواهد داد که به خودی خود بیانگر 1/29 درصد افزایش در مقایسه با سال 2000 میلادی است . همچنین میزان مصرف چین از گاز طبیعی هم به سرعت در حال افزایش است به نحوی که پیش بینی می شود از صفر در 2000 میلادی به 20 تا 25 میلیون متر مکعب در سال 2010 برسد. در واقع این افزایش حجم نیازمندهای مشکلات داخلی چین را افزایش می دهد، حوادث وتحولاتی که در منطقه گواندونگ وینان رخ داد یک هشدار جدی برای رهبری چینی است ، افزایش تقاضا برای انرژی باعث کاهش تامین نفت وافزایش میانگین تورم گردید. این مسئله باعث بسته شدن 128 پمپ بنزین در شهر شینزن در اوت گذشته گردید ، علاوه بر آن افزایش شمار اتومبیل هایی که در مالکیت شهروندان چینی قرار دارد به رقم 130 میلیون اتومبیل در سال 2020 باعث می شود تا نیازهای اضافی سوخت هم مزید بر علت شود.

ارتباطات انرژی

در نتیجه این افزایش بزرگ در تقاضا برای انرژی چین همچنان به تکاپوی خود برای توسعه مشارکت های خود در انرژی با کشورهای دیگر افزود. ایران اکنون مرکز ثقل مهمی در ساختار امنیت انرژی چین محسوب می شود. ایران ابتدا در سال 2005 در رتبه سوم از نظر کشورهای صادر کننده نفت به چین بود و تنها 14 درصد از نیازهای وارداتی نفت چین را تامین می کرد، اما بعد از امضای سلسله توافقنامه هایی که اخیرا انجام گرفت ، و در پی به آن خواهیم پرداخت ، ایران به یکی از بزرگترین صادر کنندگان نفت به چین مبدل شد. این مسئله تحقق بخش هدف تهران است که وزیر نفت سابق ایران بیژن زنگنه در مورد آن سخن گفت.

او در سال 2004 در این رابطه به خبرنگاران گفت : ژاپن بزرگترین وارد کنندن نفت ما محسوب می شود ، این مسئله علل تاریخی دارد ، اما ما مایل هستیم که اولویت را به صادرات به چین بدهیم. گرایش ایران به سوی چین مسئله تعجب آوری نیست ، بر اساس تحلیل مجله نفت وگاز میزان ذخایر نفتی که ایران در اختیار دارد 8/125 میلیارد بشکه است که حدود 10 درصد از کل ذخایر نفت جهان است. همچنین ایران 940 تریلیون فوت مکعب گاز طبیعی در اختیار دارد که 16 درصد از کل ذخایر نفت جهان محسوب می شود که این ذخایر در محاسبات نفتی به معنای 155 میلیارد بشکه نفت است. علاوه بر آن نبود رقابت غربی وآمریکایی در مراکز نفتی ایران که به دلیل تحریم های اعمال شده از سوی آمریکا علیه ایران و ممنوعیت حضور شرکت های آمریکایی درآن است باعث شد تا شرکت های چینی و روسیه برتری وارجحیت واضحی نسبت به دیگر شرکت ها در این صحنه داشته باشند. از دهه نود از قرن بیستم شرکت های چینی در مراکز نفتی دریای خزر حضور پیدا کردند و احداث خط لوله بندر نکا به سواحل جنوبی دریای خزر را بخشی از شواحل شمالی ایران است انجام دادند.

علاوه بر آن این شرکت ها ساخت پالایشگاه های نفت در تهران و تبریز را در شمال غربی ایران انجام دادند. تهران همچنین اولویت را به شرکت های چینی در کمک به گسترش فن آوری تصفیه آب چاه های عمیق در آینده در دریای خزر دادند. اخیرا هم چین وایران اعلام کردند سلسله قراردادهایی به ارزش بیش از 200 میلیارد دلار را به امضا رسانده اند. ایران پیش از این از گروه شرکت های " سینویک" که شرکت نفت و مواد شیمیایی چین بخشی از آن است درخواست کرده بود تا برنامه کلی بهبود منابع انرژی در ایران تدوین کند. در این طرح برنامه های استکشاف ، حفاری وتوسعه صنایع پتروشیمی وگاز طبیعی مد نظر گرفته شده است. در اکتبر 2004 ، مجموعه سینوبک چین و ایران قرادادی به ارزش حدود یکصد میلیارد دلار را برای دستیابی به 250 میلیون تن گاز طبیعی مایع و150 هزار بشکه نفت خام در روز طی 25 سال به امضا رساندند . این یکی از بزرگترین قراردادهای انرژی است که تا به امروز به امضا رسیده است. این توافقنامه به مجموعه سینوبک 51 درصد از مرکز نفتی یادآوران در نزدیکی مرز با عراق را می دهد. در سال 2004 هم شرکت ملی نفت چین که در مالکیت دولت است با قرار داد خرید بیش از 110 میلیون تن از گاز طبیعی مایع ایران را طی 25 سال موافقت کرد، ارزش این قرار داد 20 میلیارد دلار است. این شرکت اکنون در چارچوب یک قرار داد 10 ساله روزانه 303 هزار بشکه نفت خام از ایران دریافت می کند.

در همین حال دو دولت طرح مشترک ساخت کشتی های نفت کش ومخازن حمل گاز طبیعی مایع را به چین به امضا رساندند ، رقم قرار داد امضا شده اعلام نشده است. چندی پیش ودقیقا در جولای 2006 پکن وتهران قرار دادی به ارزش 8/2 میلیارد دلار برای توسعه پالایشگاه نفت اراک به امضا رساندند. در دسامبر 2006 هم شرکت سرمایه گذاری خارجی ملی نفت چین قرار دادی به ارزش شش میلیارد دلار برای گسترش مرکز عظیم گاز پارس شمالی به امضا رساند. در این قرار داد طرف چینی کارخانه ای برای مایع کردن گاز طبیعی تاسیس می کند. مدت اجرای این طرح هشت سال اعلام شده است و بر اساس آن شرکت چینی 50 درصد از گاز تولید را دریافت خواهد کرد. با توجه به اینکه ذخایر نفتی در این مرکز حدود 17 میلیارد بشکه است پس سهم چینی ها از راه اندازی این طرح بیش از 100 میلیارد دلار خواهد بود. جدیدترین قرارداد بین دو کشور در پایان مارس سال جاری بود که بزرگترین شرکت انرژی در چین یعنی موسسه ملی "پترول" چین با دو برابر کردن سرمایه خود در یکی از مراکز انرژی ایران موافقت کرد. بر اساس توافقنامه جدید این موسسه 150 میلیون دلار برای بهسازی وتوسعه مرکز نفتی مسجد سلیمان در ایران سرمایه گذاری خواهدکرد. بر اساس این قرار داد پیش بینی می شد چین روزانه 25 هزار بشکه نفت دریافت کند. ایران وچین برنامه هایی را برای ساخت خط لوله ای به طول 386 کیلومتر برای انتقال نفت ایران به دریای خزر در دست بررسی دارند.

 

این خط لوله به خط لوله مشابهی که بین قزاقستان وچین در حال احداث است وصل خواهد شد . در همین حال چینی ها در حال ساخت بندرگاه هایی در گواندونگ ، شانگهای و فوجیان برای واردات نفت هستند که بخشی از طرح عظیم موسوم به گردنبند مروارید تاثیر گذار در حال اجرا است. این سرمایه گذاری ها با استقبال گسترده طرف ایرانی مواجه است . علی اکبر صالحی نماینده سابق ایران در آژانس بین المللی انرژی هسته ای در این رابطه گفت دو کشور (چین وایران) هر یک دیگری را تکمیل می کنند ، چین ها دارای قدرت وصنعت هستند و ما هم انرژی را در اختیار داریم . تهران همچنان فاکتور دوره بازسازی جنگ خونین خود با عراق را می پردازد، همچنین با انزوای روز افزونی مواجه است ، نیازمند بازسازی سریع مراکز نفتی قدیمی خود است تا بتواند همچنان توانایی صدور نفت خود را حفظ کند. در همین حال ایران سعی دارد تولیدات نفتی خود را تا سال 2009 به پنج میلیون بشکه در روز برساند که این رقم نیازمند دریافت کمک های خارجی برای تحقق آن است.

روابط تجاری

در همین حال حجم مبادلات تجاری بین ایران وچین هم به سرعت افزایش یافته است ، اما با این وجود همچنان می توان واژه نسبتا محدود را برای آن به کار برد. این رقم در سال 1998 از 2/1 میلیارد دلار به حدود 10 میلیارد دلار در سال 2005 وسپس به 14 میلیارد دلار در سال 2006 رسید. سهم چین از بازار ایران در سال 1997 تنها یک درصد که در سال 2003 به 8 درصد رسید ، این مهم با صدور لوازم خانگی و کالاهای تجملاتی محقق شد. مسئله مهم این است که اکنون صدها شرکت چینی در ایران فعالیت می کنند ، شرکت صنایع شمالی چین موفق به امضا قرار دادی برای ساخت و راه اندازی دو خط مترو در تهران شد ، این قرار داد به ارزش 836 میلیون دلار بود. چین همچنین سعی در سرمایه گذاری 200 میلیون دلاری برای کمک به تامین هزینه های ساخت بزرگراه تهران شمال است ، همچنین ساخت یک سد در شمال تهران را هم در دست انجام دارد. علاوه بر آن شرکت چینی خودرو سازی " شیری" اولین کارخانه خارجی خود را در ایران راه اندازی کرد . این کارخانه سالانه 20 هزار اتومبیل تولید می کند . همچنین این شرکت توافقنامه ای به ارزش 370 میلیون دلار هم با شرکت ایران خودرو به امضا رساند.

تحقیق عمق استراتژیک

سکوت تهران در برابر افزایش نقش چین در خاور میانه وآسیای میانه و نیز همکاری اقتصادی اش با ایران بازتاب های ژئو استراتژیک وسیعی دارد. از دیدگاه پکن تهران جای پای احتمالی نیروی دریایی چین در اقیانوس هند وخلیج فارس خواهد بود. گام های اولیه دراین رابطه هم برداشته شده وچین اقدام به بازسازی اردوگاه گواتر در پاکستان کرد. این بندر در سواحل جنوب غربی پاکستان در نزدیکی تنگه بسیار مهم هرمز قرار گرفته است ، و در منطقه حد فاصل کشورهای خلیج فارس با ذخایر نفتی و منطق جنوب آسیا با تراکم جمعیتی بالا و نیز منطقه آسیا میانه مملو از منابع و بسیار پر رونق اقتصادی قرار گرفته است. چین 198 میلیون دلار در فاز اول این طرح در بندری که جزو عمیق ترین بنادر محسوب می شود خرج کرد.

همچنین چینی ها 200 میلیون دلار هم در ساخت بزرگراه های ساحلی که بندر گواتر را به شهر کراچی متصل می کند سرمایه گذاری کردند. چین همچنین هزینه فاز دوم این طرح را که در چارچوب آن 9 اسکله اضافی برای کشتی ها و نیز پایانه های مسافربری است به ارزش حدود 528 میلیون دلار را تامین خواهد کرد . این بندر مجهز به سامانه های مراقبتی هم خواهد شد. سرمایه گذاری های چین دقیقا با آغاز توسعه نیروهای مسلح اش صورت گرفت. چین قصد خود را برای ایجاد پایگاه در خطوط دریایی در منطقه خاور میانه اعلام کرد تا قدرت خود را در خارج از مرزهای خود وحمایت از محموله های نفتی که به سوی خاکش رهسپارند نشان دهد. تا به امروز پکن هیچ تمایلی از خود برای آنکه ژاندارم منطقه خلیج فارس شود نشان نداده است. اما چینی ها انگیزهای آشکاری در تقویت حضور خود در دریای چین جنوبی واقیانوس هند دارند. در راستای جایگاه چین بعنوان یک قدرت در حال رشد ، این کشور تلاش روز افزونی را برای تاکید حضور نظامی دریایی خود در منطقه خلیج فارس نشان می دهد.

این مسئله زمانی از اهمیت بیشتری برخوردار می شود که مسافت طولانی انتقال نفت از منطقه خلیج فارس به چین را مد نظر بگیریم. ای مسئله به تمایل چین برای تقویت روابط خود با ایران برای افزایش حضور خود در آسیا میانه هم مرتبط است. این بعد می تواند دستیابی چین به منابع انرژی موجود در دریای خزر را هم تسهیل بخشیده و میزان تکیه بر واردان نفت انتقال یافته از طریق دریا از منطقه خلیج فارس را کاهش دهد و از این طریق تامین ادامه واردات نفت را تضمین کند. امضای چند توافقنامه در این چارچوب مؤید اندیشه های چین در این راستا است ، در میان این توافقنامه می توان به خط لوله چین ـ قزاقستان اشاره کرد که با هینه ای حدود 5/3 میلیون دلاری در حال انجام است تا میزان تکیه چین بر نفت منطقه خاور میانه کاهش یابد.

در همین حال توسعه روابط چین با ایران والبته با پادشاهی عربستان برای پکن نوعی تضمین را در مقابل احتمال بحرانی شدن روابط با هند یا ژاپن فراهم می کند. برای ایران هم این نوع گرایش به معنای مقابله با انزوای روز افزونی است که از سوی ایالات متحده و اروپا بر این کشور تحمیل می شود. چین و روسیه در واقع روزنه هایی ارتباط ایران با جهان خارج محسوب می شوند. علاوه بر آن ایران اکنون بعنوان ناظر در سازمان همکاری شانگهای محسوب می شود، سازمانی که از دید آمریکا تجمعی چینی ـ روسی برای مهار نفوذ آمریکا در آسیای میانه تشکیل شده است. همچنین وضعیت منطقه ای نیز یکی از منابع نگرانی ایران است ، ایرانی که مرزهای مشترکی با پاکستان وافغانستان که مورد حمایت ایالات متحده قرار دارند ، دارد ، و از اینرو تهران ترجیح می دهد تا روسیه وچین به جای ایالات متحده در این منطقه نقش آفرینی کنند.

شرکای دیگر چین در منطقه

علیرغم همسوی بسیاری از منافع بین دو کشور نمی توان روابط چین و ایران را یک هم پیمانی بین دو کشور توصیف کرد. این در حالی است که جیانگ زمین رئیس جمهور اسبق چین شراکت استراتژیک نفتی را با پادشاهی عربستان در سال 1999 اعلام کرده بود هوجیان تاو رئیس جمهور فعلی چین در مورد روابط خود با ایران چنین سخنی را نگفت. به رغم آنکه هو جین تاو پر سفر ترین رئیس جمهور چین محسوب شده و تا کنون به پنجاه کشور جهان سفر کرده است و به کشورهای زیادی در آمریکای لاتین و آفریقا سفر کرده است اما هرگز ایران در مسیر سفر رئیس جمهور چین قرار نگرفته است. همچنین ایران در لیست چینی کشورهای تولید کننده نفت که از سوی دولت چین بعنوان کشورهای صاحب صلاحیت سرمایه گذاری است ، قرار نگرفت.

شرکت های چینی که در کشورهای ذکر شده در این لیست سرمایه گذاری کنند از معافیت های مالیاتی بهرمند می شوند. در میان این کشورها می توان به بولیوی ، اکوادر، کویت ، لیبی ، مغرب ، نیجر ، نروژ ، عمان و قطر اشاره کرد . نام این کشورها را هیئت برنامه ریزی چین که به کمیته توسعه و اصلاح ملی هم مشهور است منتشر کرده است. در این حال ایران برای چینی ها تنها یک طرف است و با وجود آنکه یک طرف هر چند مهم در شبکه روابط چین محسوب می شود. چینی ها این مسئله را به خوبی در رفتار خود نمایان ساخته اند. در واقع چین اخیرا توافقنامه هایی در بخش انرژی با آنگولا ، استرالیا ، نیجریه ، سودان و ونزوئلا به امضا رسانده است که به خودی خود گواهی بر این مسئله است که چینی ها به دنبال دستیابی به نفت از مناطقی خارج از خاور میانه هستند. در این چارچوب آفریقا ، آسیای میانه وآمریکای لاتین جزو این مناطق محسوب می شود . همچنین چین سعی در همکاری با روسیه دارد ، ارقام واردات نفت از روسیه وجمهوری های اتحاد جماهیر شوروی سابق 10 درصد از کل واردات این کشور را در سال 2004 تشکیل داد که این رقم نسبت به سال 2000 تنها 1/3 درصد افزایش را نشان داد. واردات روسیه هم از چین 8/8 درصد از کل واردات در سال 2004 بود که 1/2 درصد نسبت به سال 2000 افزایش نشان می دهد. واردات نفت از آفریقا یک هدف مهم برای چینی هایی که سعی دارند خود را از وابستگی به نفت خاور میانه رها کنند، محسوب می شود.

چین روابط خوبی با کشورهای آفریقایی داشته و به نوبه خود ترجیح می دهد که سرمایه های چینی به این سو سوق داده شوند. در نهم ژانویه امسال ، شرکت نفت ملی چین برای سرمایه گذاری های خارجی اعلام کرد 45 درصد از سهام مرکز نفتی دریایی در نیجریه را به مبلغ 27/2 میلیارد دلاری خریداری می کند. چین حضور بالفعل بزرگی وگسترده ای در کشورهای آفریقایی دارد ، و سودان که 64 درصد از صادرات نفتی اش به سوی چین سرازیر می شود بارزترین این کشورها محسوب می شود. در همین چارچوب آنگولا هم آنگولا در رتبه ای بالاتری از عربستان سعودی در لیست رتبه بندی کشورهای صادر کننده نفت به چین در ماه فوریه 2006 قرار گرفت. این کشور 12/2 میلیون تن نفت خام به چین صادر کرد در حالیکه عربستان 98/1 میلیون تن نفت خام به چین فرستاد. چین روابط اقتصادی خوب و فعالی با همسایگان تهران در کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس مهمترین رقبای سنتی ایران دارد. حجم مبادلات تجاری بین چین وکشورهای شورای همکاری خلیج فارس به بیش از 35 میلیارد دلار در سال 2005 رسید و برنامه هایی برای افزایش این مبادلات بین دو طرف تا مرز 100 میلیارد دلار طی پنج سال بعد از آن وجود دارد.

در سال 2004 چین وکشورهای شورای همکاری مذاکراتی را در رابطه با توافقنامه تجارت آزاد بین یکدیگر آغاز کردند که مرکز تجاری "اژدها" ومجمع مسکونی وابسته به آن در دبی یکی از بزرگترین مراکز تجاری فروش عمده کالاهای چینی در خارج از چین محسوب می شوند. میزان سرمایه گذاری های چین در منطقه خلیج فارس طی سال گذشته میلادی 20 میلیارد دلار بود ، علاوه بر آن روابط فرهنگی از طریق تشکیل مرکز چینی ـ عرقی که شامل انجام گفتگو بین چین واتحادیه عرب است هم گسترش یافته است. چنین روابط اقتصادی ونظامی با اسرائیل دشمن سرسخت ایران هم دارد . مسئله ای که می تواند نفی کننده برقراری هم پیمانی استراتژیک چینی ـ ایران باشد. حجم مبادل تجاری بین چین واسرائیل طی سال 2005 به سه میلیارد دلار رسید. ایهود اولمرت نخست وزیر اسرائیل طی سفر سه روزه ای که در ژانویه امسال به چین داشت شگفتی خود را از مواضعی که از رئیس جمهور ونخست وزیر چین شنید اعلام کرد. هو جین تاو رئیس جمهور و یون جیا باو نخست وزیر چین مخالفت قاطع خود را با دستیابی ایران به هر نوع سلاح هسته ای اعلام کردند. علاوه بر آن حجم مبادلات و روابط نظامی اسرائیلی ـ چینی به چند میلیارد دلار رسید و اسرائیل بعنوان دومین صادر کننده سلاح به چین شد.

چین ومشکل هسته ای

بحران پرونده هسته ای جاری ایران، چین را در موضع بغرنجی قرار داده است. چین که شریک اصلی هسته ای ایران در دوره 1985 تا 1997 بود را بر آن داشت تا همکاری های خود را بر اثر فشارهای آمریکا در این رابطه متوقف کند. با این وجود تعدادی از شرکت های چینی به همین دلیل در لیست سیاه واشینگتن قرار گرفتند. این شرکت ها متهم هستند که فن آوری ساخت موشک های بالستیک را به ایران فروخته اند. در ژانویه 2005 هم ایالات متحده تحریم هایی را علیه هشت شرکت چینی از جمله دو شرکت وابسته به ارتش آزادیبخش خلق چین و برخی از موسسات صنایع وابسته به دیوار عظیم چین و موسسه صنایع شمالی چین "تورینکو" اعمال کرد. این در حالی است که چین همواره تاکید کرد ایران بعنوان یکی از کشورهای امضا کننده معاهده منع گسترش تسلیحات هسته ای حق استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای را دارد. پکن تاکید کرد ایران به تعهدات و پایبندی های خود در رابطه با عدم گسترش تسلیحات هسته ای پایبنده بوده و تا زمانی که ثابت کند به این تعهدات پایبند بوده تحت فشار باقی خواهد ماند. چین طی این مدت سعی در تخفیف تدابیر شدید جامعه جهانی علیه ایران بود. در ژانویه 2006 سخنگوی وزارت امور خارجه چین گفت : از دیدگاه کشورش مسئله برنامه هسته ای ایران باید در چارچوب آزانس بین المللی انرژی هسته ای حل وفصل شود.

با این حال پکن به آژانس بین المللی انرژی هسته ای این اجازه را داد که ایران را مورد توبیخ قرار داده و پرونده آنرا بعد از شش ماه به شورای امنیت بفرستد. این اقدام علیرغم مخالفت مستمر چین با این اقدام صورت گرفت. وانگ جوانگیا سفیرچین در سازمان ملل متحد در واکنش به فشارهای غرب برای اعمال تحریم علیه ایران گفت : فکر می کنم که به طور اصولی چین مطلقا با اعمال تحریم ومجازات بعنوان راهبردی برای اعمال فشار موافق نیست ، زیرا این مردم هستند که در وحله اول زیان خواهند دید. با این حال در دسامبر سال گذشته شورای امنیت به اتفاق آرا و با موافقت چین اعمال تحریم های محدود علیه ایران را به تصویب رساند. در این قطعنامه تصویب شد و به تمامی کشورها دستور داده شده است از صادر کردن مواد و فن آوری های مشخصی که می تواند در برنامه های هسته ای و موشکی ایران سهیم گردند امتناع کنند.

همچنین این قطعنامه دستور بلوکه کردن دارایی ها شرکت های بزرگ وافرادی که در ارتباط با برنامه های هسته ای ایران بودند نیز صادر شد. چین اعتراف کرد که موفق شد از شدت وحدت تحریم های پیشنهادی در پیش نویس قطعنامه بکاهد ، اما این موضع هرگز بیانگر مخالفت چین یا عملکرد این کشور در راستای برهم زدن چنین تدابیر توسط سازمان ملل است. علاوه بر آن روسیه هم پیمان چین است ، لی هوی معاون وزیر امور خارجه چین اعلام کرد مواضع کشورش و روسیه در رابطه با مسئله برنامه هسته ای ایران برای همگان واضح است ، ما توجهات مشترک ومواضع مکمل یکدیگر در این رابطه داریم . اما توضیح نداد که بدون حمایت مسکو در این رابطه پکن چگونه عمل خواهد کرد.

نویسنده : جولیان مادسن

مترجم: علی حسین زاده

منبع: مرکز پژوهش های خلیج فارس ( امارات ), 12/06/2007

گردآوری : علی خدامرادی (دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب - آذر 1386)

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 دی 1388    | توسط: علی خدامرادی    | طبقه بندی: مطالعات چین، مسائل استراتژیک ایران، سیاست خارجی ج ا ایران، تاریخ روابط سیاسی ایران،     | نظرات()