نفوذهاى دیپلماتیك، اجتماعى، اقتصادى و سیاسى چین بر آمریكا بسیار كمتر از نفوذهاى آمریكا بر چین است. بنابراین كاملاً طبیعى است كه در روابط این دو كشور، آمریكا نقشى تهاجمى و چین نقشى تدافعى بیابد.

از لحاظ امور دولت با دولت، چین و آمریكا نمى توانند امیدوار به برقرارى روابط دوستانه واقعى باشند. اما به نظرمى رسد كه این دوكشور مى توانند در سطوح غیردولتى و فردى روابط دوستانه اى برقرار كنند. مناسبات چین و آمریكا مانند هر رابطه بین دولى دیگر، اساساً برپایه منافع قرارمى گیرد. اما این رابطه بیش از هرچیز دربردارنده احساسات تند عشق و نفرت است.

فاكتورهاى مثبت و منفى رابطه آمریكا و چین به شدت درهم تنیده شده اند و اغلب با یكدیگر تداخل پیدامى كنند.

در چنین فضاى پویا وفشرده اى، نگاه به روابط چین و آمریكا از منظر سنتى كاملاً اشتباه است. به طور قطع، چنین نگاه ساده لوحانه اى، منافع طرفین را تهدیدمى كند.به طور قطع، تحلیل هاى سیاه و سفید نمى تواند ظرایف این وضعیت را دریابد.

براى نمونه، در صورتى كه آمریكا واقعاً بخواهد برنامه هاى مدرن سازى اقتصادى چین را نابودكند، چین تنها كشورى نخواهدبود كه از آن زیان خواهددید.بلكه بسیارى از مؤسسات و سازمانهاى آمریكایى در چین، توانایى برگشت سرمایه خود را نخواهندداشت و مردم آمریكا دیگر قادر به خرید محصولات ارزان قیمت، اما با كیفیت چینى نخواهندبود.

از سوى دیگر، اگرچه تمایل آمریكایى ها براى توسعه روابط تجارى و اقتصادى با چین مى تواند براى خود آنها سودمند باشد، این روابط مى تواند به چین نیز كمك كند تا پیشرفت هاى تكنولوژیكى و اقتصادى بسیارى حاصل كند.

این پیشرفت ها به طور طبیعى، قدرت نظامى چین را تقویت مى كند كه آمریكا ازاین بابت نگران است.

به طور قطع، این مسأله در استراتژى بلندمدت واشنگتن در قبال پكن تناقض هایى به وجود مى آورد. تا زمانى كه اقتصاد چین دچار فروپاشى نشود، بودجه دفاعى این كشور افزایش خواهدیافت.

واشنگتن به خوبى مى داند كه میزان بودجه دفاعى چین مهمترین موضوع نیست.بلكه مسأله مهم آن است كه ماشین نظامى پكن چه هدفى را دنبال كند.

بهترین راه حل براى كاهش تنش ها ازطریق گفت وگوهاى جامع و صریح استراتژیكى حاصل مى شود و نیز باید مبادلات و روابط نظامى میان دو كشور ازسرگرفته شود.

چین نیز با یك پارادوكس مشابه روبرو است: تنها ركود و افول اقتصادى مى تواند قدرت واشنگتن را كاهش دهد و از فشار استراتژیك بر پكن بكاهد.

اما این سناریو به ضرر اقتصاد چین نیز خواهدبود. علاوه بر این، احساس ناامنى در آمریكا، تبعاتى را درپى دارد كه لزوماً به نفع چین نیست. براى نمونه، اگر نفوذ واشنگتن درخاورمیانه كاهش یابد، ممكن است بى ثباتى بر منطقه حاكم شود و ذخایر نفتى موردنظر چین دراین منطقه درمعرض تهدید قرارگیرد.

همچنین افزایش بنیادگرایى مذهبى و تروریسم در آسیاى مركزى و جنوبى، امنیت چین را بویژه درمرزهاى غربى آن تهدید مى كند، چرا كه دراین بخش روابط قومى پرتنشى حكمفرماست و گرایش جدایى طلبانه یك خطرجدى است.

برخورد بالقوه چین و آمریكا برسر ذخایر انرژى را مى توان از چنین دیدگاه مشابهى بررسى كرد. هردو كشور به نیازهاى دیگرى به انرژى و منافع امنیتى آن در سطح جهانى حساس هستند.

چین درحال حاضر از ونزوئلا و سودان كه روابط غیردوستانه اى با آمریكا دارند، نفت مى خرد.

درعین حال، به نظرمى رسد كه واشنگتن نیز به چاههاى نفتى آسیاى مركزى در نزدیكى مرزچین چشم دوخته است. واشنگتن و پكن سعى دارند تا مقاصد خود را براى دیگرى تفهیم كنند و شاید بهتر آن باشد كه ازطریق پروژه هاى مشترك نظیر احداث نیروگاههاى برق هسته اى در چین، راههاى همكارى در زمینه هاى انرژى را بررسى كنند.

تاریخ ثابت كرده است كه آمریكا دشمن دائمى چین نیست و نیز چین نمى خواهد آمریكا را دشمن خود بداند.

«دنگ شیائوپینگ» پیش بینى كرده بود كه اوضاع زمانى بهتر خواهدشد كه روابط چین و آمریكا بهبود یابد، اما این قضاوتى بود كه براساس منافع بلندمدت چین صورت گرفته بود.

به طور قطع، آرزو و الهام نمى تواند جاى واقعیت را بگیرد. بهبود روابط چین و آمریكا كند، محدود، پیچیده و مشروط خواهدبود و حتى ممكن است در شرایط حساسى مانند اعلامیه استقلال تایوان، نتایج معكوس داشته باشد.

به همین دلیل، كاملاً آشكار است كه روابط دوجانبه باید بادقت و ظرافت موردبررسى قرارگیرد و نیز چارچوب باثبات جدیدى ایجادشود تا مانع از بروز مشكلات بین المللى شود و تا در شرایط و محیط مطلوب بین المللى، جوامع مرفه و موفقى به وجود آیند. رهبرى چین مصمم است تا اواسط قرن بیست و یكم به چنین موفقیتى دست یابد.

این كشور در همكارى با واشنگتن موانع اندكى پیش روى خود خواهدداشت.

 

 

منبع: روزنامه - ایران - به نقل از فارن افرز

مترجم: هرمز - برادران

 

گردآوری : علی خدامرادی (دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب - آذر 1386)

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 دی 1388    | توسط: علی خدامرادی    | طبقه بندی: روابط بین الملل، استراتژیک بین الملل، مطالعات چین، مطالعات آمریکا،     | نظرات()