در قرن قبل پاسخ به مشکلات بازرگانی و اقتصادی که چین در آینده به آن مبتلا بود نگاه طراحان سیاست آمریکا را به خود جلب نمود. یکی از اعضاء انجمن جمهوریخواهی نیویورک و از وزراء ایالت ویلیام های در این رابطه می گوید: صادرکنندگان و تجار آمریکایی مشتاقانه از رئیس جمهور وقت (ویلیام مکینلی) در خواست کردند که به آنها این حق را بدهد تا بازار چین را از آن خود نمایند.

کمی در آمد منابع کار؛ پتانسیل و استعداد فوق العاده موجود در بازار شرق و نیز حل و رفع مشکل احتمالی بحرانهای اقتصادی كشور که در سال 1893 به صورت دوره ای به وقوع می پیوست؛ پایه های اقتصاد کشور را لرزانید و نخبگان آمریکایی را به این امر واداشت که چگونه  می توانند با گسترش اقتصاد امریكا بسمت شرق این پیامدها را مرتفع نمایند.

توماس مک کورمیک (تاریخ نویس امریکایی) چنین می گوید: رهبران آمریکا دریک تلاش یکپارچه و هوشیارانه به منظور رهایی از بحران اقتصادی خودشان با گسترش و بسط سود تجاری خارجی این انگیزه را برای بازار محدود داخل کشور فراهم كردند تا در جهت بسط و گسترش فرصت های تجاری بیشتر در چین گام بردارند. همچنین آنها برای برتری اقتصادی بر چین بیشترین تعداد اسلحه های نظامی آمریکایی را بکار بردند تا به کمک آن بتوانند درهای بازار چین را باز کنند و بر بازار این كشور غلبه پیداكنند.

در سال 1898 ویلیام مکینلی رئیس جمهور وقت آمریکا فیلیپین را گرفت چون آنها آمال و آرزویشان این بود که در آینده برای تفریح به چین بروند. آمریکا بخشی از نیروی دریایی خود را برای مدت 100 سال درآنجا مستقر کرد. بروکس آدامز و کوئینسی آدامز معتقدند که شرق آسیا یک امتیاز بسیار ویژه برای کشورهای حریص و سلطه جو است.

در سال 2005 فضای تنفسی برای امپراطوری چین ایجاد شد، کشوری که سستی و آسیب پذیری آن در سابق برای اروپائیان یک امتیاز تلقی می شد اکنون در پایان قرن 19 و 20 همه قاره ها را با کالا ها و سرمایه خود تحت پوشش قرار داده است. بطوریکه برچسب made in china در همه فروشگاهها و خانه های آمریکایی یافت می شود و دولت چین توانسته است صدها میلیون دلار و نیز مقدار قابل توجهی از اوراق بهادار ارزشمند را از خزانه آمریکا بیرون بکشد. ممکن است که اقتصاد آمریکا توسط آن ویژگی ها و امتیازاتی که قبلا در چین بود ساخته شده باشد اما در حقیقت مقامات آمریکا خیلی نگرانند که چینی ها بتوانند با نگه داشتن چرخش دلارهایی را که از مازاد سود بازرگانی به دست می آورند، دیگر اجازه بازگشت این دلارها را به چرخه اقتصاد آمریكا ندهند.

در مارس گذشته مقامات سفارت آمریکا در ملاقات با یک تاجر، محرمانه اعلام کرده اند که چینی ها معتقدند که باید قدرت آمریکا به عنوان ابر قدرتی که تاریخ مصرف آن گذشته، توسط قدرتهای دیگر و اعمال فشار ملت های قدرتمند دیگر مانند چین کاهش بیابد.

تهاجم به آمریکای لاتین

برای اثبات اینکه چگونه موقعیت استراتژیک چین در دو دهه اخیر تغییر کرده است، یک مقام رسمی سفارت چنین توضیح می دهد: چین نه تنها بازار مصرف آمریکا را اسیر خود کرده بلکه مناطق دیگری از جهان مانند منطقه آمریکای لاتین را كه آمریکا به طور سنتی برآن تفوق و سلطه داشت، مورد هجوم چین قرارگرفته است. او به دو ملاقات در سطوح بالا بین مقامات چینی و آمریكای لاتین اشاره می کند.در نوامبر 2004 رئیس جمهور چین 39 توافقنامه با 5 کشور آمریکای لاتین امضاء کرده است.چینی ها تنها در آرژانتین 20 میلیارد دلار سرمایه گذاری کرده اند.آنها به  همان اندازه در سواحل کریپ نیز سرمایه گذاری نمودند.

در ژانویه و فوریه 2005 نماینده رئیس جمهور چین با همراهی کارفرمایان برجسته اش و با همراهانی از مقامات رسمی و مدیران اجرائی به مناطق آمریکای لاتین سفر نمودند در طول این دو گردش تهاجمی و از روی سلطه چینی ها در پی سرمایه گذاری در مناطق استراتژیک بودند و آنها این استعداد و نیروی بالفعل تهاجمی خود را قدم به قدم  پیش بردند تا اینکه رئیس جمهور چین در یک پیمان غیر رسمی با رئیس جمهور ونزوئلا (چاوز) در خصوص اکتشاف چاه های نفت و گاز در ونزوئلا قرار داد امضاء کرد. همچنین چین علی رقم فریادهای آمریکا مبنی بر استبداد چاوز ، به ونزوئلا پیشنهاد اعتبار 700 میلیون دلاری جهت ساخت خانه سازی جدید و کمک در جهت رفع فقر در ونزوئلا داده است.

چاوز در 6 سال گذشته در سه انتخابات نسبتا منصفانه پیروز شده است. او به جرم مخالفت با کودتای نظامی سال 2002  آمریکا متهم به استبداد گردیده است. البته این روش آمریکا یعنی نسبت دادن عناوینی مثل مستبد بودن چاوز ، برای تمام كسانی كه چنین می اندیشند، معمول است. به علت تنشهای بین دو کشور ونزوئلا و آمریكا در سال گذشته واردات آمریکا از ونزوئلا در حد 25 میلیارد دلار متوقف ماند. و مهمتر اینکه صادرات آن کشور در مجموع به 8/4 میلیارد دلار رسیده است.

در حالی که چینی ها اعلام می کنند به کوبا اعتبارات مالی خواهند داد. به نظر می رسد که آمریکایی ها اساساً چشم خود را برروی واقعیات بسته اند و در مورد جهانی سازی منطقه نیز کوبا را یک استثا در مورد کلیه قوانین جهانی سازی می داند. اهداف سیاسی دولت بوش در منطقه آمریکای لاتین دو چیز است: یکی محدود نگاه داشتن چاوز و دیگری تنبیه فیدل کاسترو می باشد تا در حافظه جهانی آنها را به عنوان کسانی که سالهای متمادی از آمریکا سرپیچی کرده اند، ثبت کند.

ولی مقامات رسمی واشنگتن هنوز اهمیت سیاستهای چین در خصوص آمریکای لاتین را جدی نمی گیرند. در واقع رئیس جمهور چین زمان بیشتری را نسبت به بوش در آمریکای لاتین هزینه کرده است. طبق گفته های مقاله نویس میامی هیلارد: مقدار زمانی را که نماینده رئیس جمهور چین در ماه گذشته در منطقه آمریکای لاتین صرف کرده است معادل کل زمانی است که دیکچنی در طول کار سال گذشته مصروف کرده است.

دیدارهای دیپلماتیك چاره تقاضای انرژی چین

در پایان سال 2004 و آغاز سال 2005 چین به کشورهای عضو مونرو (دکترین مونرو: سیاست خارجی آمریکامبنی بر مخالفت با گسترش نفوذ اروپا در نیمکره غربی است) 50 میلیارد دلار سرمایه گذاری و اعتبار پیشنهاد کرد.

دادوستد با آمریکای لاتین می تواند به نیاز رو به گسترش انرژی چین کمک نماید. طبق تخمین CIA چین در سال 2007 نصف نفت كشورهای عضو مونرو را وارد خواهد کرد. همچنین به همان نسبت که اقتصاد چینی ها رشد می کند آنها نیازمند به واردات کالاهای دیگری نظیر مواد خام و موادغذایی هستند.

به همان میزان كه وابستگی آمریکا به نفت کشورهای بیگانه افزایش پیدا می کند، قیمت نفت خام روبه افزایش می رود به طوریکه آخیرین قیمت آن در هر شبکه به میزان 60 دلار رسیده است. در این شرایط چینی ها توانایی و قدرت مانورشان به سمت یک موقعیت بالفعل برای فروش بعضی از مواد به آمریکا تا آلاسکا بسیار زیاد است که این موقعیت را چینی ها توسط افت قیمتهای خام به وجود می آوردند. اهداف سرمایه گذاریهای جدید چینی ها در سه محصول نفت، گاز و مواد معدنی متمرکز است و نشانه های آن یکی استراتژی هایی است که چینیها پیش گرفته اند و دیگری دارا بودن بازار بیشتر نسبت به سود طرحهای ساده.

 

قبلا چین در ونزوئلا دو میدان نفتی احداث کرده بود و اكنون یك توافقنامه در کاراکاس امضاء کرد. ضمن اینکه آنها در شرق ونزوئلا میدانهای نفتی دیگری را که به ظاهر در حال کاهش و انحطاط بودند را گسترش دادند. آنها برای خرید 120000 بشکه نفت در ماه و ساختن یک تاسیسات تولید سوخت اضافی توافق امضا کرده اند.

مقامات رسمی ونزوئلا اعلام کرده اند که انتظار دارند در سال 2005 بالغ بر 3 میلیارد دلار با چین داد و ستد نمایند چیزی بیشتر از دوبرابر سال 2004. یک کمپانی بزرگ نفتی چینی نیز جهت بررسی استعداد میادین نفتی سواحل کوبا شروع به کاوش خواهد کرد.

زمانیکه رئیس جمهور چین در نوامبر 2004 به چند کشور آمریکای لاتین سفر کرد. او در کنگره برزیل گفت که چین قصد دارد تا 10 سال آینده 100 میلیارد دلار در آمریکای لاتین سرمایه گذاری نماید که تنها 20 میلیارد دلار آن در آرژانتین سرمایه گذاری خواهد شد.

سرمایه گذاری مستقیم کشورهای خارجی در سالهای اخیر در آمریکای لاتین کاهش پیدا کرده است به طوریکه میزان سرمایه گذاری آمریكا در این منطق در سال 2000 حدود 78 میلیارد دلار بود که در سال 2004 به رقم 36 میلیارد دلار تنزل پیدا کرده است. کری دامبانو و مارک سولیوان از سرویس کنگره تحقیقات معتقدند که به همین علت است که خیلی از ملتهای آمریکای لاتین از افزایش سرمایه گذاری خارجی که چین به آنها نوید می دهد، استقبال می کنند.

چینی ها در زمینه انرژی، منابع اصلی و غذا در پرو و شیلی نیز سرمایه گذاری کرده اند. رئیس جمهور کلمبیا در اواسط آپریل 2005 در سفر خود به چین سبب بالا بردن افزایش سرمایه گذاری چینی ها در کلمبیا شد.

چرا در اواخر سال 2004 و اوایل 2005 با سیل انبوه مسافرتهای رهبران چین به سمت ملتهای آمریکای لاتین مواجه  هستیم؟

اول: آنها به خوبی دریافته اند که دولت های آمریکای لاتین نمی خواهند این مسابقه سلطه امریکایی ها در این منطقه طولانی تر بشود و دوباره شاهد موافقتهای بازار آزاد آمریکایی باشند. توافق NAFTA نمونه ای از این توافقات بود که در سال 1990 با آمریکایی ها امضاء کرده بودند. آنها دریافتند كه مدل شکست خورده تجارت آزاد در کشوری مانند آرژانتین اجرا شد که به ورشکستگی دولت انجامید. دولت هایی مانند اروگوئه، برزیل، ونزوئلا،کوبا، آرژانتین که حالا در این روش اقتصادی واشنگتن قرار گرفته اند که در آینده نزدیک کشورهایی مانند اکوادور و بولیوی نیز به آنها اضافه خواهند شد.

لذا اگر شهر دار شهر مکزیکوسیتی آن پوپولیسم تندرو موفق شود که در انتخابات 2006 برنده شود ( که احتمالا برنده نهایی او خواهد بود ) ممکن است تمام توافقات تجاری ضمانت شده در منطقه محکوم به فنا و نابودی شود.

دوم: با توجه به رشد بالای تقاضای نفت در سالهای آینده نخواهند توانست انتظارات را تامین نماید. بنابراین دستیابی چین به منابع نفت و گاز بزرگترین سراسیمگی و گیجی را برای آمریکا بوجود آورده است که ماندن در عراق و افغانستان، مسائل کره شمالی و ایران، محرومیت امنیت اجتماعی و جرم شناختن سقط جنین  درر آمریكا از این آشفتگی حکایت دارد.

برگشت سی و پنج ساله

در زمان ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش منافع ملی آمریکا نادیده گرفته شد و او به دنبال ماجرا جوئی های سلطه طلبانه در خاورمیانه رفته است؛ درحالیکه چین به صورت استراتژی سرمایه گذاری کرده، واشنگتن منابعی را در این استراتژی صرف کرده که نتیجه اش از دست دادن هرچه بیشتر ثروت ملی خواهد بود. آمریکای لاتین در مقابل مدل توسعه ایالات متحده هیچ مخالفتی از خود نشان نمیداد. این مطلب که چرا روسای جمهور آرژانتین، برزیل، اروگوئه، ونزوئلا و بولیوی که به نظریه پیشرفت صندوق بین المللی پول وفادار بوده اند به چه علت حالا به کارهای دیگر چشم دوخته اند، گوشزد خوبی به واشنگتن است.

چین بایک روش غیر نظامی و دوستانه در همان منابعی که سالهای آینده به آن نیاز دارد سرمایه گذاری کرده است. در دهه های آینده اقتصادهایی پیشتاز هستند که بتوانند در سوخت رسانی جهت تولید و توزیع ماشین آلات رقابت کنند. باید چند سطل آب یخ برای بیدار کردن سیاستمداران کاخ سفید پرداخت که جنگ و اشغال نظامی سرزمینهای خارجی و تهدید دیگرحکومتها مثل ونزوئلا و کوبا، فایده ای در افکار عمومی جهان ندارد و هیچ نشانه ای از بهبود وضعیت در آینده نیست. بنظر می رسد چین آینده اش را در بازارهای ایالات متحده و امریکای لاتین می بیند. این یک گردش کامل از 35 ساله گذشته است زمانیکه چین توسط ایالات متحده و اغلب کشورهای سلطه جو در آمریکای لاتین " ناشناخته " مانده بود. در سال 1975 چینها در منطقه بالغ بر 200 میلیون دلار تجارت کردند. در سال 2004 تجارت بین چین و کل امریکا از 40 میلیارد دلار تجاوز کرد. چین یکی از پیشرفته ترین کشورها در دوران جهانی سازی شده است که رهبران آمریکایی از اینکه چین ممکن است از این فرصت استفاده نموده و به خود باوری برسد، غافل بودند.

هنگامیکه سران حکومت بی سر و صدا دستانشان را برای خنثی سازی سرمایه گذاری چین در منطقه ای که آمریکا آن را از آن خود می دانست، می فشردند، بعضی از روزنامه نگاران خبر از هجوم سرمایه گذاری چین دادند. طبق گزارش گری مارکس از خبر گذاری شیکاگو "چین از هم پیمانان طبیعی کشورهای توسعه یافته شده است تا خود را در سازمان تجارت جهانی تثبیت کند و با آمادگی کامل برای ورود به صحنه جهانی و مقابله با قدرت امریکا وارد عمل شود". در واقع چین با قدرت خود در قبال  سیاست درهای باز ایالات متحده پیروز شده است، مشابه این حالت در سال 1898 توسط وزیر امور خارجه اتفاق افتاد. هم اکنون رهبران چین تلویجاً آنچه را که وزیر امور خارجه امریکا  در سال 1895 به وزیر ایالات متحده نوشته بود که "این کشور انتظار برابری و آزادی تجاری خواهد داشت." به آمریكایی ها بازگو می کنند.   

درحال حاضر چینی ها به این حد رسیده اند که از آمریکایی ها انتظار دارند تا به آنها پیشنهاد تساوی مزیت های تجارت آزاد را بدهند. سناتور ریچارد لوگار صاحب کرسی روابط خارجی در مورد سیل معاملات جدید ونزوئلا با چین ابراز نگرانی کرده است و مخالفت خودش را با صدای بلند ابراز کرده است. لوگار نیز مثل بقیه جمهوریخواهان محتاط و محافظه کار از عبارات پرخشگرانه بوش بر ضد چاولز و اعمال زور به ونزوئلا شگفت زده شد که این عبارات بوش، ونزوئلا را به سوی تلافی علیه آمریکا هدایت می کند و تامین نفت آمریکا از این کشور قطع می شود و این کشور چین است که از این قطع خرید بهره مند خواهد شد.

لوگار در مصاحبه با نیویورک تایمز چنین گفت:

چینی ها از غفلتی که ما درقبال امریکای لاتین داشتیم به بهترین وجه استفاده نمودند.

چینی ها با توجه به سیاست های آمریكا در قبال كوبا منابع كوبا را به بهای كمی خریداری كردند و سرمایه گذاری های زیادی در آنجا انجام دادند و امروز رفتار دوستانه چینی ها با چابز و كاسترو حیثیت آمریكا را در آمریكای لاتین، سرزمینی كه آمریكا آنرا متعلق به خود می دانست، برباد داده است.

راستی، یادمان نرود؛ آیا همه در بازی تجارت جهانی بی طرفند؟

 

نویسنده: سل - لاندو

منبع اصلی:

http://www.fpif.org/commentary/2005/0506chinese.html     June 23, 2005

 

گردآوری : علی خدامرادی (دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب - آذر 1386)

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 دی 1388    | توسط: علی خدامرادی    | طبقه بندی: استراتژیک بین الملل، مطالعات چین، مطالعات آسیا،     | نظرات()