تهدید فزاینده چین برای سلطه طلبی آمریكا در آسیا

 

چین با جمعیتی در حدود 3/1 میلیارد نفر و داشتن مرز مشترك با 13 كشور جهان قصد دارد قدرت برتر خود را به رخ سایر كشورهای آسیایی بكشد. اگرچه هنوز چین را می توان یك كشور نسبتا ضعیف قلمداد كرد اما حركت سریع آن به سوی مدرنیزاسیون اقتصادی باعث شده است تا رشد اقتصادی این كشور همواره در طول سالیان اخیر یكی از بالاترین ارقام رشد در سرتاسر جهان باشد. اگر چین قادر باشد تا برنامه مدرنیزاسیون اقتصادی خود را بدون كارشكنی های خارجی همچنان ادامه دهد این كشور می تواند در آینده به یكی از ثروتمندترین و قدرتمندترین كشورهای جهان تبدیل شود و حتی از اقتصاد برنامه ریزی شده و قدرت نظامی فائقه آمریكا پیشی بگیرد. در حالی كه این موضوع باعث تهییج و تشویق هر چه بیشتر رهبران چین و مردم این كشور برای پیگیری برنامه های درازمدت اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی می شود اما نگرانی فزاینده سیاستگذاران و مردم آمریكا را نیز كه شدیدا نگران سر برآوردن یك ابرقدرت جدید در صحنه روابط بین الملل هستند در پی خواهد داشت.

 

 

 به علاوه، كادر فعلی رهبری آمریكا صریحا در  استراتژی امنیت ملی این كشور به طور مفصل به این موضوع پرداخته اند كه آمریكا نهایت تلاش خود را خواهد كرد  تا از تبدیل شدن كشور چین به یك ابرقدرت سیاسی و نظامی هم سطح با آمریكا یا حتی قوی تر از آن جلوگیری كند. به عقیده زمامداران كاخ سفید، «چین در تعقیب برنامه های پیشرفته نظامی اش كه می تواند تهدید مستقیمی برای همسایگانش در منطقه آسیا - پاسیفیك قلمداد شود در حال تبعیت از الگوی تاریخ مصرف گذشته ای است كه در پایان به ناكامی این كشور در رسیدن به اهداف بزرگ ملی اش خواهد انجامید.» با این وجود زمامداران آمریكا از این نكته غافل نیستند كه در مقابل،  «آمریكا باید قدرت دفاعی اش را برای حفظ برتری نظامی اش در منطقه وجهان حفظ و تقویت كند.»

اتخاذ چنین رویكردی از سوی زمامداران كاخ سفید به هیچ وجه تعجب برانگیز نیست. دلیل این كه آمریكا خود را در یك موقعیت ممتاز در كل جهان می بیند تفوق بی چون و چرای این كشور بر نیمكره غربی و فقدان قدرت های بزرگ منطقه ای در سایر نقاط جهان است. زمانی كه آلمان با به راه انداختن جنگ های جهانی اول و  دوم سعی كرد تا معادلات منطقه ای و جهانی  را به نفع خود تغییر دهد آمریكا به كمك سایر كشورها شتافت تا از اوج گیری حس برتری جویی آلمان ها جلوگیری كند. زمانی كه ژاپن در طول دهه های 1930 و 1940 تلاش كرد تا خود را به عنوان ابرقدرت منطقه ای بر سایر كشورهای شرق و جنوب شرقی آسیا قالب كند آمریكا با انجام اقداماتی همچون اعزام واحدهای آموزش دیده نظامی و شركت در یك جنگ همه جانبه با ژاپن سعی كرد تا از اوج گیری قدرت ژاپنی ها جلوگیری كند. آمریكا همچنین پس از پایان جنگ جهانی دوم با اعزام نیروهایی به اروپا سعی كرد تا به سردمداران شوروی سابق هشدار دهد كه از هر گونه تلاشی برای تسلط بر كل اروپا خودداری كنند. بنابراین اگر چین قصد داشته باشد كه قدرت خود را به كشورهای منطقه و همسایگانش دیكته كند و به همان سطحی از توانایی در عرصه های سیاسی، نظامی و اقتصادی در آسیا دست یابد كه آمریكا در نیمكره غربی به آن دست یافته است در این صورت آمریكا اقداماتی را برای تضعیف چین و جلوگیری از اهداف توسعه طلبانه آن انجام خواهد داد.

این مسئله ذهن اعضای بلندپایه دولت بوش و همچنین برخی اعضای كنگره آمریكا را كه همواره از لزوم برخورد قهرآمیز با چین سخن می گویند به خود مشغول ساخته است. این افراد دائما فشار می آورند كه آمریكا پیوندهای نظامی اش را با كشورهای آسیایی دیگر نظیر ژاپن، تایوان، كره جنوبی و فیلیپین مستحكم تر سازد. آنها همچنین حمایت صریح خود را از تاسیس پایگاه های نظامی آمریكا در حاشیه مرزهای غربی چین در كشورهای قرقیزستان، افغانستان و ازبكستان اعلام می كنند. در كشورهایی نظیر تایوان و ژاپن نیز كه شدیدا به كمك های اقتصادی و نظامی آمریكا وابسته اند این مقامات خواهان ارائه مجوزهای بیشتر از سوی زمامداران آمریكا به مقامات این دو كشور برای توسعه برنامه های نظامی شان هستند تا به عنوان سدی در برابر چین قدرتمند آینده قد علم كنند. این سیاست ها تا حدود زیادی بحث برانگیز بوده اند زیرا ژاپن خود سابقا یكی از كشورهای توسعه طلب و جنگ افروز منطقه بوده است. ارائه كمك های نظامی روزافزون به تایوان نیز همواره موضوعی مناقشه آمیز بین زمامداران چین و آمریكا بوده است زیرا چین، تایوان را بخش جدایی ناپذیری از خاك خود می داند و هر گونه دخالت كشورهای خارجی در مباحثات مربوط به این جزیره را دخالت در امور داخلی خود می داند.

 

مقامات آمریكایی به خوبی آگاهند كه آینده اقتصادی و نظامی چین می تواند بسیار روشن باشد. به همین دلیل است كه آنها حدود 41000 نظامی آمریكایی را در ژاپن، 37 هزار نفر را در كره جنوبی و 19 هزار نفر دیگر را بر روی عرشه كشتی های جنگی خود در شرق آسیا مستقر كرده  اند. به موازات رشد توان نظامی چین، مقامات آمریكایی چاره ای نمی بینند جز این كه تجهیزات نظامی و نیروهای خود را برای حفظ توازن موجود تقویت كنند. اما از آن جایی كه سربازان آمریكایی در طول سالیان اخیر برای انجام ماموریت های مختلف به نقاط گوناگونی از جهان اعزام شده اند بنابراین شاید ایده اعزام نیروهای بیشتر به آسیا برای متوقف كردن سیر پیشرفت چینی ها چندان عملی نباشد. بنابراین آمریكا با گسترش حوزه نفوذ خود در آسیا از طریق تقویت استحكامات و نیروهای نظامی كشورهای متحد خود می تواند تلاش همه جانبه ای را برای ممانعت از اوج  گیری چینی ها به عمل آورد بدون این كه نیروهای نظامی خود را مستقیما  درگیر منازعات احتمالی در منطقه كند.

واقعیت آن است كه چین هزینه های نظامی اش را طی سالیان اخیر افزایش داده است. در سال 2002 چین بودجه دفاعی اش را 18 درصد افزایش داد تا برنامه های مدرنیزاسیون نیروهای مسلحش را به اجرا گذارد. پكن كاملا آگاه است كه برای تامین منافعش در آسیا نیاز خواهد داشت تا از قدرت نظامی كافی برخوردار باشد تا بدین ترتیب بتواند مانعی را بر سر راه سیاست های عنان گسیخته آمریكا ایجاد كند.  از این رو پكن به برنامه تولید موشك های بالستیك كوتاه برد خود كه می تواند در هر جنگ احتمالی با تایوان مورد استفاده قرار گیرد و تلاش های آمریكا را برای دفاع از این جزیره كوچك نقش بر آب سازد شتاب بخشیده است. برآورد جدید پنتاگون حاكی از آن است كه چین 450 موشك بالستیك كوتاه برد را در خاك خود مستقر كرده است كه می توانند به راحتی تایوان را هدف قرار دهند. چین همچنین در حال برنامه ریزی برای توسعه زرادخانه خود از طریق تولید 75 موشك جدید در سال است. علاوه بر توسعه فناوری یك نوع موشك پیشرفته با برد متوسط كه قادر است ژاپن و از جمله پایگاه های آمریكایی مستقر در اكیناوا را هدف قرار دهد چین همچنین تسلیحات پیشرفته تری نظیر جت  های جنگنده سوخو ـ 27 و سوخوـ 30 و تعداد محدودی ناوشكن از نوع Sovremenny را از روسیه خریداری كرده است.

این پیشرفت ها به چین كمك خواهد كرد تا قدرت لازم را برای هر نوع كشمكش احتمالی با تایوان حفظ كند.  با این حال غیر از تحمیل هزینه های اضافی به آمریكا برای كمك به تایوان در هر حمله احتمالی، مدرنیزاسیون نظامی چین هیچ تهدید دیگری را متوجه منافع آمریكا در كل آسیا نمی كند. در حالی كه وزارت دفاع آمریكا ادعا می كند كه چین بیش از 3000 هواپیمای جنگی دارد اما فقط 100 هواپیما از میان این مجموعه از جمله آنهایی كه اخیرا از روسیه خریداری شده اند، جزو هواپیماهی مدرن به شمار می روند. از سوی دیگر آمریكا هم اینك بیش از 3000 هواپیمای جنگی دارد كه همه آنها جزو هواپیماهای مدرن نسل چهارم به شمار می روند. ناوگان دریایی آمریكا نیز در قدرت بی همتا است. این ناوگان شامل 12 ناو هواپیمابر بزرگ است. به علاوه، برخلاف برنامه مدرنیزاسیون چین، آمریكا در حال مدرنیزاسیون ارتش خود با سرعتی بیش از سرعت چین است. طبق گزارشات انستیتو تحقیقات بین المللی صلح استكهلم،  آمریكا مسئول تقریبا 75 درصد رشد هزینه های نظامی در سال 2002 در سرتاسر جهان است. در حالی كه چین هم اینك سالانه 40 میلیارد دلار صرف تقویت بنیه نظامی اش می كند ایالات متحده آمریكا رقم سرسام آور 400 میلیارد دلار را صرف این كار می كند.

صرف چنین مبالغ هنگفتی از سوی زمامداران كاخ سفید موید این نكته است كه چین رقابت بسیار سختی را با آمریكا در زمینه نظامی خواهد داشت. چین همچنین فاقد علوم صنعتی روز برای توسعه فناوری های جدید در داخل كشور است و این پاسخ به همان سئوالی است كه چرا كشور چین بیشتر تجهیزات نظامی پیشرفته اش را از روسیه خریداری می كند. از سوی دیگر تولید ناخالص ملی آمریكا برای صرف چنین هزینه های سرسام آوری كفایت می كند. در حالی كه از زمان آغاز اصلاحات سیاسی و اقتصادی در سال 1978 تولید ناخالص ملی چین تا اواسط دهه 1990 سالیانه 10 درصد ودر سالیان اخیر به طور متوسط سالیانه بین 7 تا 8 درصد رشد داشته است اما رقم فعلی تولید ناخالص ملی چین كه 19/9 تریلیون دلار ( هر تریلیون معادل 1000 میلیارد) برآورد می شود در مقایسه با 10 تریلیون دلار تولید ناخالص ملی آمریكا رقم ناچیزی به نظر می رسد.

در هر حال به نظر می رسد رشد هزینه های نظامی چین (در صورت ادامه مسیر كنونی اقتصاد و نظامی گری چین) امری اجتناب ناپذیر خواهد بود. در حالی كه سال ها طول خواهد كشید تا چین بتواند تهدیدی را متوجه منافع آمریكا در آسیا كند اما سیاستگذاران آمریكایی از هم اكنون طرح هایی را برای مقابله با توان روبه رشد چین آغاز كرده اند. این واكنش ها موجب تحریك طرف مقابل و در نتیجه انشقاق بیشتر چین و آمریكا خواهد شد . همان طوری كه آمریكا روز به روز هزینه های نظامی بیشتری را در آسیا صرف می كند و نیروهای خود را از كشورهای همسایه چین تخلیه نمی كند چین نیز طرح هایی را در دست اجرا دارد كه روزی بتواند آمریكا را از آسیا بیرون براند. همان طوری كه آمریكایی ها در سال 1823 با تبعیت از دكترین مونروئه از چنگ اندازی قدرت های اروپایی به بازار داخلی كشورشان جلوگیری كردند چینی ها نیز از دكترین اختصاصی خود پیروی خواهند كرد تا دست آمریكایی ها را از بازارهای آسیا كوتاه كنند . همان طوری كه آمریكا در دهه 1960 به تقویت روابط نظامی شوروی و كوبا واكنش نشان داد چین نیز حتی الامكان به آمریكا اجازه نخواهد داد تا روابط نظامی اش را با تایوان و سایر كشورهای آسیایی گسترش دهد. رهبران هر دو كشور چین و آمریكا به خوبی می دانند كه در دهه های آتی بروز یك جنگ قدرت تمام عیار حتمی خواهد بود. با این حال باید منتظر ماند و دید كه آیا چین خواهد توانست هژمونی خود را در قرن بیست و یكم بر منطقه آسیا - پاسیفیك حاكم كند یا خیر.

منبع: روزنامه - شرق - به نقل از worldseve

مترجم: علی - عبدالمحمدی

 

گردآوری : علی خدامرادی (دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب - آذر 1386)

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 3 دی 1388    | توسط: علی خدامرادی    | طبقه بندی: مطالعات چین، روابط بین الملل، استراتژیک بین الملل،     | نظرات()