[1] صادقى نشاط، امیر، معرفى نظام جمهورى اسلامى ایران، انتشارات بین‏المللى الهدى، 1378، ص‏34

 

[2] مصاحبه آیت الله هاشمى رفسنجانى، فصلنامه حكومت اسلامى، سال 8 شماره‏2، تابستان 82، ص‏233

 

[3] شوراى نگهبان پیرو درخواست استفسارى نایب رییس مجلس خبرگان , جناب آقاى هاشمى رفسنجانى در تاریخ 18/5/1362 در خصوص اصل 111قانون اساسى مبنى بر این كه «آیا مجلس خبرگان ,آیین نامهء اجرایى آن اصل را, فقط مى تواند در اجلاسیهء اول تنظیم كند یا ممكن است در اجلاسیه هاى بعدى هم اصلاحاتى به عمل آورد؟» مقرر داشت : «مستفاد از اصل 111قانون اساسى این است كه مقررات تشكیل خبرگان براى رسیدگى و عمل به این اصل , به عهدهء مجلس خبرگان است و تعیین آن در اولین اجلاسیه , مربوط به دستور اولین اجلاسیه مى باشد. بنابراین , تغییر و هر گونه اصلاح لازم از طرف مجلس خبرگان در مقررات مذكور, از لحاظ قانون اساسى بلامانع است .» فصلنامه حكومت اسلامى، سال 8 شماره 2 تابستان 82 ص 236

 

 

|159|

این مدت یكى از آنان به هر دلیل نتواند انجام وظیفه نماید, فرد دیگرى به انتخاب مجمع , باحفظ اكثریت فقها در شورا به جاى وى منصوب مى گردد. این شورا در خصوص وظایفبندهاى 1و 3و 5و 10و قسمت هاى «د» و «ه» و «و» بند 6اصل 110پس از تصویب سهچهارم اعضاى مجمع تشخیص مصلحت نظام اقدام مى كند. هر گاه رهبر بر اثر بیمارى یاحادثه دیگر موقتا از انجام وظایف رهبرى ناتوان شود, در این مدت شوراى مذكور در این اصل وظایف او را عهده دار خواهد بود.»

 

بنابراین , از آنجا كه مطابق مبانى دینى , ولایت و رهبرى دائر مدار فقاهت است , لازم است وزن فقاهت در تركیب شوراى موقت رهبرى بیشتر باشد و حداقل دو تن از تركیب سه نفره (فقیه شوراى نگهبان , رییس قوهء قضاییه ) فقیه باشند.

[1]

 

شیوهء انتخاب اعضاى مجلس خبرگان نظر به اهمیت زایدالوصف مجلس خبرگان و این كه مجلس مزبور سند مقبولیت ومشروعیت نظام بوده و مشروعیت خود را از اسلام و فقاهت و مقبولیتش را از رأى آگاهانه ءملت شریف اخذ مى كند, نمایندگان مجلس خبرگان باید از میان فقها انتخاب شده وعلاوه بر دارا بودن دیدگاه هاى مختلف فقاهت , سیاست , بصیرت , شجاعت و غیراینها,قدرت تشخیص معیارهاى لازم و تطبیق آن معیارها را با شخص ولى فقیه جهت زمامدارى امت اسلامى داشته باشند. بر این اساس , نمایندگان مزبور بایستى معتقدبه نظام جمهورى اسلامى و مشتهر به دیانت و وثوق و شایستگى اخلاقى بوده , مدیر و مدبروشجاع و آشنا به مسائل روز باشد همچنین مجتهد جامع الشرایط حسب مقتضیات مكان وزمان بوده و از مراتب عدالت و تقوا برخوردار باشد و هیچگونه سوء سابقه و پیشینیه ءكیفرى نداشته باشد.

 

مدت فعالیت نمایندگان مجلس خبرگان رهبرى , یك دورهء 8 ساله است كه پس از رأىگیرى به صورت مخفى و مستقیم , با اكثریت نسبى آرا تعیین مى شود. در انتخابات مجلس خبرگان هر چه مردم شریف ایران پاى صندوق هاى رأى بیشتر حضور یابند و منتخبان آن هاافرادى شایسته تر و وجیه المله تر و قابل قبول تر براى جامعه باشند, اعتبار مجلس خبرگان 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

[1] صورت مشروح مذاكرات شوراى بازنگرى ق.ا.ج.ا.ا. ج‏3، صص‏1317، 1413، 1316، 1417، 1423،1433، 1435، 1437، 1441، 1442، 1146، 1645

 

 

|160|

نیز افزایش پیدا خواهد كرد و مشروعیت و مقبولیت نظام و رهبرى در جمهورى اسلامى ایران تحقق خواهد یافت .

 

بخش دوم ـ نظام سیاسى ایالات متحده آمریكا, نقش رییس جمهور  و چگونگى انتخاب

نظام مجریه ریاستى در آمریكادر رژیم ریاستى آمریكا, كه بر اساس قانون اساسى 17سپتامبر سال 1787میلادى مقررشده است , قواى مقننه و مجریه در یك سطح قرار گرفته و از یكدیگر مستقل هستند و هیچ كدام تابع دیگرى نیستند, به گونه اى كه تفكیك قوا در این خصوص به شكل كامل صورت پذیرفته است .

[1]

 

پس از پذیرش اساسنامه كنفدراسیون

[2] در سال 1781میلادى , اصطلاح «رییس جمهوركنگرهء قاره اى»

[3] به عنوان «رییس جمهور ایالات متحده در مجمع كنگره»

[4] تغییر یافت . براساس پیش بینى اولیه , رییس جمهور آمریكا, رییس دولت آمریكا و یا رییس حكومت نبود.

 

وى فقط نمایندهء رسمى كنگره بود, اما پس از تدوین قانون اساسى آمریكا, موقعیت رییس جمهور در مجمع نمایندگان (كنگره ) به سخنگویى مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریكا

[5]و رییس سنا

[6] تغییر یافت و پس از تأسیس قوهء مجریه , نهاد ریاست جمهورى آمریكا به شكلامروزى در آمد.

[7] بنابراین , امروزه رییس جمهور آمریكا به عنوان شخص درجه یك وعالیترین مقام كشور, رییس دولت آمریكا,

[8] رییس اجرایى حكومت (دولت فدرالى)

[9] و 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

[1] قاضى، گفتارهایى ...، صص‏197-196

 

[2] .Articles of Confederation در خصوص مباحث تفصیلى در حقوق اساسى آمریكا ر.ك.به: قاضى، گفتارهایى...، ص‏98؛ شیخ الاسلامى، سیدمحسن، حقوق اساسى تطبیقى، انتشارات كوشا مهر، 1380 صص‏59-34؛عالیخانى، محمد، حقوق اساسى، انتشارات دستان، 1373، صص‏233-201

 

 

[3] President of the Continental Congress.

 

[4] President of the United States in Congress Assembled.

 

[5] Speaker of the United States House of Representatives.

 

[6] President of the Senate.

 

[7] Wikipedia,the free encyclopedia,

http://en.wikipedia.org/wiki/President_of_the_United_States.

 

[8] Head of State.

 

[9] Wikipedia,.... ibid.

 

 

|161|

فرمانده كل نیروهاى مسلح است .

[1] وى حق عزل و نصب وزرا رادارد و وزیران در برابر وى داراى مسؤولیت سیاسى هستند.وزراحق ورود به مجلس نمایندگان یا سنا را ندارند و اصولارابطه میان اعضاى حكومت و نمایندگان , به طور غیر رسمى صورت مى گیرد.

[2]

 

 

رییس جمهور آمریكا قدرت زیادى دارد كه بیشتر آن مشروطبه قدرت كنگره

[3] بوده و یا توسط آن كنترل مى شود.

[4] رییسجمهور از حیث سیاسى پاسخگوى كنگره نیست ولى در صورت ارتكاب اعمال خلاف قانون مورد اتهام و محاكمهء كنگره قرارمى گیرد. در هر حال , مجلسین سنا و نمایندگان ,نمى توانندحكومت را ساقط كنند و حكومت نیز قادر به انحلال پارلمان نیست .

[5]

 

 

اصل تفكیك قوا در نظام ریاستى آمریكاامروزه اصل تفكیك قوا از اصول پذیرفته شده در بیشترنظام هاى حقوقى دنیا است . یكى از آثار تفكیك قوا به قواى مقننه,

 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

[1] بخش اجرایى حكومت فدرالى یك سازمان بزرگ، حدود چهار میلیوننفر است كه یك میلیون آن نیروهاى نظامى فعال مى‏باشد Wikipedia, ..... ,ibid چهل و سومین (43) رییس جمهور آمریكا كه هم اكنون دور دومریاست جمهورى آمریكا را مى‏گذراند، جرج دبلیو بوش ست.

 

[2] شیخ الاسلامى، ص‏49

 

[3] كنگره، كه خود از دو مجلس؛ یكى سنا (براى مدت 6 سال) و دیگرمجلس نمایندگان (براى مدت 2 سال) تركیب شده، كلا نماینده حاكمیت ملى است.

 

[4] Wikipedia, .... ibid.

 

[5] این حالت ناشى از اصل تفكیك قوا و استقلال قوه مجریه از مقننه است،لذا حیات قوه مجریه از پارلمان استقلال ارگانیك داشته و وابسته به اراده وتصمیم پارلمان نیست، لذا مجلس یا مجلسین حق انحلال یا سرنگونى قوهمجریه را ندارند. نخستین طلایه داران اصل تفكیك قوا جان لاك (JOHN LOCKE انگلیسى و دیگرى منتسكیو Montesquieu) فرانسوى است. درخصوص منشأ این اصل ر.ك.به: «قاضى، گفتارهایى ...،صص‏194-181 اصل تفكیك مطلق قواى سه گانه ءمجریه ,مقننه و قضاییه در نظام اساسى آمریكا,كه در قرن هیجدهم مورد پذیرش قرار گرفت ,به طور كامل عملى نیست .

 

 

 

|162|

 مجریه و قضاییه , تقسیم قدرت در یك سازمان حكومتى است , تاكلّ قانون اساسى به عنوان ضابطهء اجرا, حاكمیت و تبلور قدرت اجتماعى , به منصه ظهور و اجرا در آید. لذا اجراى مسؤولیت محوله توسط قانون گذاران به هر یك از قوا, به منزلهء اجراى بخشى از قوانین اساسى است و قوانین اساسى با هدف تقسیم قدرت , تلاش مى كند تا ضمانت اجرایى براى تحقق و اجراى آن نیز پیش بینى كند.

 

 

ـ اگر چه قانون اساسى ایالات متحده آمریكا تلاش كرده است نوعى تفكیك انعطاف ناپذیر قوا ایجاد كند,

[1] اما به نظر مى رسد براساس موارد ذیل الذكر و نظر به این كه رییس جمهور آمریكا ازاختیارات بسیار وسیعى در ادارهء كشور برخوردار است,

[2] اصلتفكیك مطلق قواى سه گانهء مجریه , مقننه و قضاییه در نظام اساسى آمریكا, كه در قرن هیجدهم مورد پذیرش قرار گرفت,

[3] بهطور كامل عملى نیست ; زیرا رییس جمهور علاوه بر آن كه نظارت تام بر اجراى قوانین دارد و براى دستیابى به این هدف «دستورهاى اجرایى» صادر مى كند.

[4] با ارسال پیام سالیانه بهكنگره , عملاً مى تواند خط مشى قانون گذارى را به طور غیرمستقیم و گاهى مستقیم پایه ریزى كرده و تصویب قوانین خاصى را پیشنهاد كند. اگر چه پارلمان در رد یا قبول آن مخیّر است ولى تأثیر پیام رییس جمهور در چگونگى تصمیم گیرى كنگره حتمى

 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

[1] قاضى، همان، صص‏198-197

 

[2] شیخ الاسلامى، ص‏52؛ فردیناند اف استون، نهادهاى اساسى حقوق ایالات متحده آمریكا، ترجمه دكتر سید حسین صفایى، مجموعه حقوق تطبیقى،سال 1350، صص 47-69

Vishnoo Bhagwan& Vidya Bhushan, World Const itutions, SterlingPublishers Private Limited, New Delhi, pp. 64-63 ,92

 

[3] قاضى، گفتارهایى ...، صص‏198-199؛ قاضى، ابوالفضل، حقوق اساسى و نهادهاى سیاسى، دانشگاه تهران، 1382، ص‏34

 

[4] قاضى، حقوق اساسى ...، ص‏577

 

 

 

|163|

است.

[1] علاوه بر آن , رییس جمهور مى تواند هر گاه لازم تشخیصدهد, از طریق یكى از اعضاى كنگره پیشنهادها و ابتكارات قانونى خود را تقدیم مجلس كند و تصویب آن را از كنگره مع الواسطه بخواهد.

[2]

 

 

- رییس جمهور آمریكا با استفاده از حق وتوى تعلیقى نسبت به هر یك از مصوبات كنگره بر جریان تصویب و نوع تصمیمات كنگره اثر مى گذارد. البته به هنگام بحث مجدد در بارهء همان مصوبه , در صورتى كه اكثریت دو سوم هر یك از مجالس نمایندگان یا سنا همان مصوبه قبلى را مجدداً تصویب نمایند,قابل اجرا خواهد بود. رؤساى جمهور آمریكا به شكل مستمر ازحق وتو استفاده كرده اند به گونه اى كه تنها در طول جنگ هاى داخلى آمریكا بیش از 51بار از حق وتوى مصوبات كنگره استفاده كرده اند.

[3]

 

 

ـ رییس جمهور با اختیارات گستردهء خود روابط خارجى وبین المللى سیاسى و اقتصادى را تنظیم مى كند. معاهدات وقراردادها را مذاكره و منعقد مى سازد. نسبت به عملیات نظامى ولشكركشى به كشورها تصمیم مى گیرد

[4] و حق عفو وتخفیفمجازات را طبق قانون دارد.

 

 

- ریاست جمهورى در برابر پارلمان , از قدرت و موقعیت بیشترى برخوردار است , در حالى كه مجالس مقننه به دلیل آن كه از نمایندگان گوناگون و گرایش هاى مختلف سیاسى تشكیل

 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

[1] فردیناند اف استون، ص‏69؛ قاضى، همان، ص‏577

 

[2] قاضى، همان، ص‏577

 

[3] شیخ الاسلامى، صص‏52 و53؛ فردیناند اف استون، صص‏67-69

 

[4] لشكركشى به سن دومنك در سال 1965 و حصر اقتصادى كوبا در سال1962، بمباران خشونت بار ویتنام شمالى، حمله به لیبى، عراق و افغانستان؛از جمله تصمیمات رؤساى جمهور آمریكا بوده است. قاضى، حقوق اساسى ....،صص‏577-578 

 

 

 

|164|

گردیده اند, در اثر حاكمیت قطعه قطعه و تقسیم شده , خود نمى توانند اراده اى برابر با اراده ءیگانه رییس جمهور ابراز كنند.

 

ـ رییس جمهور به دلیل داشتن سهم بیشتر از مجالس مقننه , حاكمیت ملى را در انحصارخود دارد و یك عدم تعادلى را به سود قوهء مجریه و به زیان قوهء مقننه به وجود مى آورد.

[1]

 

ـ نظر به این كه معاون رییس جمهور, ریاست مجلس سنا را بر عهده دارد, او مى تواندمجلس مزبور را تحت تأثیر سیاست ها و تصمیمات رییس جمهور قرار دهد.

 

ـ دیوان عالى فدرال آمریكا متشكل از 9نفر; شامل یك رییس كه ریاست قوهء قضاییهء این كشور را دارد و هشت قاضى توسط رییس جمهور منصوب مى گردند. مجلس سنا نیز دربرخى از امور اجرایى مداخله مى كند; به عنوان مثال لزوم تأیید مجلس سنا در مورد انتصابات كاركنان عالى رتبهء فدرال ; یعنى وزیران , سفرا و مأموران دیپلماتیك , اعضاى دیوان عالى فدرال

[2] بر خلاف اصل استقلال كامل قوا است .

 

بر این اساس , رییس جمهور به دلیل قدرتى كه پیدا مى كند, ممكن است تغییر ماهیت داده و به ریاست گرایى

[3] تبدیل گردد; یعنى رییس جمهور به تدریج بر مجالس مقننه تسلط یافتهو رژیم سیاسى را به سوى یك رژیم شبه دیكتاتورى بكشاند, همانگونه كه در دورهء حكومت جورج بوش دوم مشاهده مى گردد.

[4] البته شاید دلیل این كه نظام ریاستى در آمریكا به نظامى ]دیكتاتورى على الاطلاق مبدل نمى گردد, آن باشد كه نظام فدرالى حاكم , خود مانع و مهارى براى تمركز قدرت رییس جمهور مى باشد.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

[1] عدم تعادل فاحش به سود قوه مجریه و به زیان قوه مقننه را مى‏توان، در دوره زمامدارى روزولت رییسجمهور وقت آمریكا مشاهده كرد. در این خصوص ر.ك.به: پنتو (pento)تحوّل قانون اساسى ایالات متحدهآمریكا، مجله تاریخ قانون اساسى، 1937، ص‏531

[2] دیوان عالى فدرال در سال 1803 میلادى در اصلاح قانون اساسى آمریكا پیش بینى شد و وظیفه وىنظارت بر قوانین عادى، ایجاد عدالت و رسیدگى به تخلّفات و جرایم و سایر وظایف محوله مى‏باشد. شیخالاسلامى، صص‏29، 55 و 56

 

[3] Persidentialism.

 

[4] تجربه ثابت كرده است كه نظام ریاستى در كشورهاى دنیاى سوم، مانند تعداد زیادى از كشورهاىآمریكاى لاتین و كشورهایى مانند سوریه، مصر، سودان، پاكستان، حكومت پیشین عراق، نیجریه و غنا، كهبه طور مستقیم یا غیرمستقیم از نظام حقوق اساسى آمریكا استنساخ كرده‏اند، غالبا به سمت و سوى نیمهدیكتاتورى و یا دیكتاتورى پیش رفته است.

 

 

|165|

شرایط نامزدى ریاست جمهورى در آمریكاطبق مادهء 2قانون اساسى آمریكا, رییس جمهور این كشور باید اولاً, شهروند آمریكا بوده و حداقل به مدت 14سال مقیم آن باشد; ثانیاً, حداقل 35سال داشته باشد و ثالثاً, در خاك آمریكا متولد شده باشد.

[1] شرط سوم در سال هاى اخیر مورد نقد حقوقدانان و سیاستمدارانقرار گرفته , به گونه اى كه تقاضاى اصلاح این بند از قانون اساسى آمریكا را داشتند; زیرا این شرط كاندیداتورى سهم مهاجران و متخصصانى را كه تابعیت آمریكا را به طور مشروع كسب كنند نادیده گرفته است .

[2] البته موافقان معتقدند این بند آمریكا را از مداخله بیگانگان ازطریق سیستم مهاجرت آمریكا در امور آمریكا مصون مى دارد.

[3]

 

اگر چه شرط جنسیتى , نژادى و یا اعتقاد مذهبى در كاندیداتورى ریاست جمهورىآمریكا وجود ندارد, اما تاكنون تمامى رؤساى جمهورى آمریكا مرد, سفید پوست , مسیحى و اكثرا پروتستانت بودند. اكثر رؤساى جمهور آمریكا ریشه بریتانیایى داشتند, به جزمارتین ون بورن (Martin Van Buren) كه داراى اصل هلندى , و هربرت هوور (HerbertHoover) و دوآیت آیزنهاور (Dwight Eisenhower) كه با ریشهء آلمانى و جان اف كندى (.Kennedy 1 John F) تنها مسیحى كاتولیك , ویلیام مك كین لى 2(William McKinley)ریچارد نیكسون (Richard Nixon) رونالد ریگان (Ronald Reagan) و بیل كلینتون (Bill Clinton) ایرلندى الاءصل بودند.

[4]

 

دورهء ریاست جمهورى در آمریكاپیش از بیست و دومین اصلاحیهء قانون اساسى آمریكا, كه در دوره جرج واشینگتن درسال 1951میلادى اتفاق افتاد, اگر چه دورهء ریاست جمهورى و معاون وى چهار ساله بود, 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

[1] Vishnoo Bhagwan, ibid, p.35

 

[2] به عنوان نمونه وزراى خارجه آمریكا؛ هنرى كیسینجر (Henry Kissinger) و مادلین آلبرایت(Madeleine Albright) و فرمانداران آمریكا مثل آرنولد شوارتزنگر (Arnold Schwarzenegger) فرمانداركالیفرنیا، جنیفر گرانهولم (Jennifer Granholm) فرماندار میشیگان، كه خدمات زیادى به كشور آمریكاكرده‏اند، حق نامزد ریاست جمهورى شدن در آمریكا را ندارند. البته در انتخابات سال 1968 میلادى، جرجدبلیو رومنى (George W. Romney) فرماندار میشیگان، نامزد ریاست جمهورى شد در حالى كه وى دركشور مكزیك از پدر و مادر آمریكایى به دنیا آمده بود و متولد در خاك آمریكا نبود، البته در آن انتخابات وىنتوانست رأى كسب كند.

 

[3] Wikipedia,.... ibid.

 

[4] Wikipedia, .... ibid.

 

 

|166|

ولى یك فرد مى توانست بیش از دو دورهء متوالى به ریاست جمهورى انتخاب شود, چنانكه فرانكلین دى روزولت (Franklin D. Roosevelt) سه دورهء كامل چهار ساله را به عنوان رییس جمهور آمریكا خدمت كرد و در اواسط دورهء چهارم ریاست جمهورى در گذشت , به عبارت دیگر, وى مجموعاً 12سال رییس جمهور آمریكا بود.

[1]

 

از سال 1951میلادى , پس از این اصلاح , دورهء ریاست جمهورى محدود به دو دوره ءچهار ساله شد كه از آن زمان تاكنون رؤساى جمهور دوآیت آیزنهاور 4( DwightEisenhower) رونالد ریگان , بیل كلینتون و جرج دبلیو بوش (چنانچه بتواند دورهء دوم چهارساله را تا سال 2009حفظ كند) توانستند دو دورهء كامل چهار ساله را سپرى كنند.

[2]ریچارد نیكسون براى دورهء دوم چهارساله انتخاب شده بود ولى قبل از تكمیل آن مجبور به استعفا شد.

[3]

 

حاكمیت احزاب دموكرات و جمهورى خواه در آمریكاهنگامى كه مؤسسان جمهورى آمریكا, اساسنامهء آمریكا را در سال 1787مى نوشتند,

[4]نقش احزاب سیاسى را در ساختار حكومت پیش بینى نكرده بودند. آن ها در حقیقت تلاش داشتند از طریق پیش بینى ترتیبات معینى در قانون اساسى , مانند تفكیك قوا, تعادل قوا, نظام فدرالى و انتخاب غیرمستقیم رییس جمهور به وسیلهء كالج الكترال عملا ساختار تشكیلاتى آمریكا را از احزاب سیاسى و تشكیلات انحصارى آن جدا سازند, به طورى كه شخصیت هایى همچون جرج واشینگتن و دیگران , احزاب سیاسى را شیطان معرفى مى كردند. لذا در آن زمان انتخاب كنندگان ریاست جمهورى

[5] و همچنین سناتورها به طورمستقیم و بدون آن كه انتخاباتى برگزار شود توسط نمایندگان مجلس از هر ایالت انتخاب مى شدند. بنابراین , حتى سناتورها تا سال 1913با آراى عمومى انتخاب نمى شدند.

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

[1] فردیناند اف استون، نهادهاى اساسى حقوق ایالات متحده آمریكا، ترجمه دكتر سید حسین صفایى، مجموعه حقوقتطبیقى، سال 1350. اصولاً در نظام‏هاى مجریه ریاستى، دوره ریاست جمهورى، از یك یا دو سال شروع شدهو عملا ممكن است تا ده سال و بیشتر و حتى به صورت مادام العمر (مثل تیتو در یوگسلاوى، مائو در چین)متصور گردد، اما غالبا این دوره از چهار سال تا 7 سال مى‏باشد.

 

[2] انتخابات بعدى ریاست جمهورى آمریكا 4 نوامبر سال 1998 میلادى مى‏باشد.

 

[3] Wikipedia, ...... ibid.

 

[4] براى ترجمه قانون اساسى ایالات متحده آمریكا مراجعه شود به شیخ الاسلامى، صص‏212-187

 

[5] presidential electors.

 

 

|167|

اما برخلاف تمایل مؤسسان قانون اساسى آمریكا, آمریكا درسال 1800میلادى اولین كشورى شد كه در سطح ملى آن , احزاب سیاسى شكل پیدا كرد; به طورى كه دو حزب بزرگ آمریكا یعنى جمهورى خواه و دموكرات از دهه 1830میلادى اقتدار سیاسى را به دست آورده و از آن زمان تاكنون اقتدار قوهء مجریه از حزبى به حزب دیگر منتقل مى شود,

[1] به طورى كه از سال 1852میلادى,تمامى رؤساى جمهورى آمریكا یا منتخب حزب جمهورى خواه یا دموكرات بودند.

[2]

 

 

از دههء 1860تاكنون دو حزب جمهورى خواه و دموكرات نه تنها سیاست هاى انتخاباتى آمریكا را انحصارى و كنترل كرده اند,بلكه بر تمامى جنبه هاى ساختارى و فرایندى نظام سیاسى وهمچنین سازمان هاى دولتى مسلط بوده , و نهادهاى ریاست جمهورى ,

[3] كنگره ,

[4] فرمانداران ایالتى

[5] و قانون گذاران ایالتى

[6] رادر اختیار خود دارند. آن ها به گونه اى مقررات انتخابات راتنظیم مى كنند كه بتوانند مصالح دو حزب بزرگ آمریكا راتضمین

[7] كنند.

 

 

با رشد دو حزب سیاسى آمریكا; یعنى حزب جمهورى خواه و حزب دموكرات و بالمآل در اختیار گرفتن تمامى سرنوشت

 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

[1] John F. Bibby, Political Parties in the United States, usa.usembassy.de/etexts/gov/partiesej2000.htm .

 

[2] در خصوص نقش احزاب در انتخابات، به ویژه نظام‏هاى دو حزبى،ر.ك.به: قاضى، بایسته‏هاى...، صص‏338-332

 

[3] Presidency.

 

[4] Congress.

 

[5] governorships.

 

[6] state legislatures.

 

[7] براى نمونه، در انتخابات ریاست جمهورى سال 2004 میلادى، براى آنكه حزب ثالث حق معرفى نامزد ریاست جمهورى را داشته باشد، لازم بوددر ایالت كارولیناى شمالى حداقل 58842 رأى را به خود تخصیص دهد.John .... ibid از دههء 1860تاكنون دو حزب جمهورى خواه و دموكرات بر تمامى جنبه هاى ساختارى و فرایندى نظام سیاسى و همچنین سازمان هاى دولتى مسلط بوده ,و نهادهاى ریاست جمهورى ,كنگره ,فرمانداران ایالتى و قانون گذاران ایالتى رادر اختیار خوددارند.

 

 

 

 

|168|

مردم آمریكا و تحت سیطره قراردادن سیاست هاى داخلى و خارجى آمریكا, سردمداران هر یك از این احزاب در زمان نزدیك شدن انتخابات ریاست جمهورى تشكیل جلسه داده و با معاملات پشت پردهء حزبى , عملاً افراد مورد نظر براى پست ریاست جمهورى و نیابت آن را تعیین مى كنند.آن ها نامزدهاى حزبى خود را در هر ایالت براى عضویت در هیأت هاى انتخاب كننده بسیج مى كنند و نام آن ها را در فهرست از پیش تعیین شده منتشر مى سازند كه در صدر این صورت نام نامزدهاى حزب براى رییس جمهورى و نیابت ریاست جمهورى درج مى شود.

[1]

 

بعد از این مرحله , دو حزب مذكور هر یك با فشارهاى تبلیغاتى از مردم مى خواهند كه به نامزدهاى آن ها براى كالج الكترال (هیأت هاى انتخاب كننده ) رأى بدهند. مردمى كه ناآگاهانه و ناخواسته در چارچوب هاى از قبل تعریف شدهء این دو حزب قرار گرفته اند, چاره اى ندارندجز آن كه به فهرست یكى از این دو حزب رأى بدهند. این دو حزب كه سالیان متمادى برسرنوشت مردم آمریكا مسلّط هستند, چگونگى انتخابات دو مرحله اى را به گونه اى هماهنگ واداره مى كنند كه در عمل یك حالت انحصار رقابتى ایجاد مى كنند. این دو حزب بزرگ آمریكاحكومت را ساماندهى كرده و بر اركان حكومت خواه در سطح ملى , ایالتى و بین المللى تسلطداشته و سیاست هاى داخلى و خارجى ایالات متحده آمریكا را تنظیم مى كنند.

[2] براى نمونه , ازسال 2000میلادى تاكنون , در تمامى انتخابات محلى و انتخابات مربوط به كنگرهء آمریكا, تنها یك سناتور مستقل در میان 100عضو مجلس سنا انتخاب شده و منحصراً 2نماینده در میان 435نماینده , در مجلس نمایندگان , از نامزدهاى مستقل خارج از دو حزب حاكم انتخاب شده اند. درسطح ایالتى , نیز تمامى 50فرمانداران ایالتى یا جمهورى خواه و یا دموكرات بودند و تنها 21نفراز میان 7300قانون گذار ایالتى , خارج از دو حزب مذكور انتخاب شدند.

 

همچنانكه گفته شد, در دهه هاى اخیر, نامزدهاى ریاست جمهورى یا از حزب دموكرات و یا جمهورى خواه بودند, حتى اگر نامزد ریاست جمهورى , خود رییس جمهور گذشته ویامعاون رییس جمهور نباشد, نامزدهاى معرفى شدهء دو حزب بزرگ , از فرمانداران ایالتى و یا سناتورهاى آمریكا خواهند بود

[3].[4] براى نمونه , دو حزب دموكرات و 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

[1] شیخ الاسلامى، صص‏50-51; .Vishnoo Bhagwan, ibid, p

 

[2] John.....ibid.

 

[3] Wikipedia, .....ibid.

 

[4] از میان پنج رییس جمهور قبلى آمریكا ,George  W.Bush, Bill Clinton, George H.W. Bush, ReaganCarter فقط .George H.W فرماندار ایالتى نبوده است.

 

 

|169|

جمهورى خواه , ریاست جمهورى هاى ادوار زیر را به خود اختصاص داده اند:

[1]

 

سال میلادى  از حزب دمكرات[2] سال میلادى  از حزب جمهورى خواه[3]

1828 ندریو جكسون(Andrew Jackson) 1860 براهام لینكن(Abraham Lincoln)

1832 ندریو جكسون 1864 براهام لینكن

1836 مارتین ون بورن(Martin Van Buren) 1868 ولیسس گرانت (Ulysses Grant)

1844 جیمز پولك(James Polk) 1872 ولیسس گرانت

1852 فرانكلین پیرس(Franklin Pierce) 1876 روثرفورد هیز(Rutherford Hayes)

1856 جیمز بوچانن(James Buchanan) 1880 جیمز گارفیلد(James Garfield)

1884 گروور كلولند (Grover Cleveland) 1888 بنجامین هریسون(Benjamin Harrison)

1892 گروور كلولند 1896 ویلیام مك كین لى(William McKinley)

1912 وودرو ویلسون(Woodrow Wilson) 1900 ویلیام مك كین لى

1916 وودرو ویلسون 1904 تئودور روزولت (Theodore Roosevelt)

1932 فرانكلین روزولت(Franklin Roosevelt) 1908 ویلیام هوارد تفت (William Howard Taft)

1936 فرانكلین روزولت 1920 وارن هاردینگ (Warren Harding)

1940 فرانكلین روزولت 1924 كالوین كولیج (Calvin Coolidge)

 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 آذر 1388    | توسط: علی خدامرادی    | طبقه بندی: نظام های سیاسی،     | نظرات()