[7] Wikipedia.... ibid.

 

 

|182|

* 8رییس جمهور آمریكا, منصب ریاست جمهورى را بدون آن كه به سمت رییس جمهورى انتخاب شوند, به عهده گرفتند.بدین ترتیب كه ابتدا به سمت معاون رییسجمهور انتخاب شدند و به دنبال آن , به مقام ریاست جمهورى ارتقایافتند.

[1]

 

ـ جرالد فورد

[2] تنها رییس جمهور آمریكاست كه نه به سمت رییس جمهور و نه به سمتمعاون رییس جمهور هرگز انتخاب نشد. وى پس از استعفاى اسپیرو اگنیو

[3] معاون ریچاردنیسكون

[4] رییس جمهور وقت , با تأیید كنگره به عنوان معاون رییس جمهور نیكسونمنصوب شد, و پس از استعفاى نیكسون بدون هیچ انتخاباتى ریاست جمهورى را به دست گرفت . فورد هیچگاه معاون رییس جمهور هم نبود. مشارالیه در انتخابات سال 1976براى بار دوم نامزد ریاست جمهورى شد كه توسط جیمى كارتر

[5] متقبل شكست شد و نتوانستبه دورهء دوم چهار سالهء ریاست جمهورى برسد.

[6]

 

* در آخرین انتخابات ریاست جمهورى كه در 2نوامبر 2004در آمریكا برگزار شد, ازحزب جمهورى خواه جرج دبلیو بوش 286رأى (7350 از مجموع آرا) از كالج الكترال رابه دست آورد, در حالى كه جان كرى»

[7] موفق شد 251رأى (2748 از مجموع آرا) از كالجالكترال را به خود اختصاص دهد. و كاندیداهاى احزاب مستقل حتى نتوانستند یك درصد 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

[1] جان تایلور (John Tyler) معاون ویلیام هنرى هریسون (,William Henry Harrison) بدون شركت درانتخابات 1844 میلادى، میلارد فیلمور (Millard Fillmore) معاون زاچارى تایلور (Zachary Taylor)بدون شركت در انتخابات سال 1852 میلادى، اندریو جانسون (Andrew Johnson) معاون آبراهام لینكولن(Abraham Lincoln) بدون شركت در انتخابات سال 1868 میلادى، چستر اى آرثور (Chester A. Arthur)معاون جیمز گارفیلد (James Garfield) بدون شركت در انتخابات سال 1884 میلادى، تئودور روزولت(Theodore Roosevelt) معاون ویلیام مك كین لى (McKinley William) با شركت در انتخابات سال 1904میلادى، كالوین كولیج (Calvin Coolidge) معاون وارن جى هاردینگ (Warren G. Harding) بر اساسانتخابات 1924 میلادى، هرى اس ترومن (Harry S. Truman) معاون فرانكلین دى روزولت (.Franklin DRoosevelt) بر اساس انتخابات سال 1948 میلادى، و لیندون بى جانسون (Lyndon B. Johnson) معاونجان اف كندى (John F. Kennedy) بر اساس انتخابات 1964 میلادى. Wikipedia, ...... ibid

 

[2] Gerald Ford.

 

[3] Spiro Agnew.

 

[4] Richard Nixon.

 

[5] ibid.....Wikipedia.

 

[6] Jimmy Carter.

 

[7] John Kerry.

 

 

|183|

آراى كالج الكترال را به دست آورند.

[1]

 

 

به نظر مى رسد نظام انتخاباتى آمریكا, با چگونگى برگزارى انتخابات و تأثیر پذیرى از احزاب سیاسى بزرگ , نتواند اطمینان حاصل نماید كه مجلس یا ریاست جمهورى نمایندهء افكارعمومى هستند, و لذا نتوانسته است تاكنون انگیزهء مشاركت عمومى و اشتراك مساعى و ائتلاف بین احزاب را تقویت كند. درنتیجه حاكمیت و حكومت خود را در بالاترین سطح ممكن پاسخگویى

[2] مسؤول قرار نمى دهند.

 

 

برگزارى دو انتخابات ریاست جمهورى اخیر در سال هاى 2000و 2004میلادى كه در هر دو دوره منجر به انتخاب جرج دبلیو بوش به عنوان رییس جمهورى آمریكا شده است , انتقادات بسیارى راتوسط مدافعان حقوق مردم و دموكراسى به عهده داشته است .

 

 

نتیجه

اگر چه همچنانكه در مقدمهء این مقاله آمد, مقایسه و تطبیق دونهاد رهبرى در نظام جمهورى اسلامى ایران و ریاست جمهورى در آمریكا مع الفارق تلقى مى گردد, ولى فرایندهاى اعمال شده درهر دو نظام جهت انتخاب بالاترین مقام حكومتى قابل بررسى است , لذا اهم نتایج حاصله از این نوشتار, به قرار زیر مى باشد:

 

 

* منصب رهبرى در نظام جمهورى اسلامى , به خلاف منصب ریاست جمهورى , یك منصب سیاسى صرف نیست بلكه علاوه بر آن , داراى صبغهء مذهبى و اعتقادى است و لذا در این نوع انتخاب , زمان و دورهء رهبرى على القاعده نباید عنصر تعیین كننده باشد بلكه استمرار بقاى صفات محرز در ولى فقیه عامل تعیین كننده است ; یعنى تا زمانى كه صفات موصوف در قانون اساسى و

 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

 

[1] Wikipedia...... ibid.

 

[2] Accountability. منصب رهبرى در نظام جمهورى اسلامى ,به خلاف منصب ریاست جمهورى ,یك منصب سیاسى صرف نیست بلكه علاوه بر آن ,داراى صبغه ءمذهبى و اعتقادى است .

 

 

 

 

|184|

شرع مقدس اسلام وجود دارد, صلاحیت ولى فقیه براى امامت بر امت مسلمان وجود داشته ونباید موجباتى براى كوتاه كردن دوره رهبرى وجود داشته باشد. به خلاف منصب ریاستجمهورى كه در آن عناصر قدرت , سیاست و ادارهء اجرایى كشور معیار سنجش طول دوره ریاست جمهورى است و طبیعتى است براى آن كه صاحب این منصب ; یعنى رییس جمهور, به استبداد و خودكامگى در تصمیمات روزمره مبتلا نشود و نظام دموكراسى را با بن بست دیكتاتورى مواجه نسازد, لازم است دوره هاى مشخصى براى آن تخصیص یابد; امرى كه دربیشتر نظام هاى حقوق اساسى دنیا متعارف و متداول است . اگر چه در ایالات متحدهء آمریكا دورهءریاست جمهورى در برخى از ادوار بیش از چندین دوره امكان پذیر بوده , ولى هم اكنون نظیرآنچه كه در ریاست جمهورى در نظام اساسى ایران وجود دارد دو دوره چهار ساله است .

 

* ایالات متحدهء آمریكا كشورى است كه پیوسته نظام هاى انتخاباتى كشورهاى دیگر را زیرسؤال مى برد و پیوسته آن ها را متهم به دیكتاتورى , عدم توجه به آراى مردم , نقض اصول دموكراسى و حقوق بشر مى كند, در حالى كه ملاحظه شد این كشور در بدیهى ترین نوع انتخابات ,كه انتخابات ریاست جمهورى است , نتوانسته است از بدیهیات اصول دموكراسى بهره مند شود;بگونه اى كه از طریق انتخابات غیرمستقیم به آراى مردم در سطح ملى وقعى نگذاشته و از طریق دو حزب بزرگ سیاسى جمهورى خواه و دموكرات بیش از 160سال بر سرنوشت سیاسى واقتصادى میلیون ها آمریكایى با ملعبه هاى تحزّب سیاسى حاكمیت داشته و قدرت را از یك حزب به حزب دیگر به صورت ادوارى مى چرخانند و بر گردهء مردم قیمومت مى كنند, حتى متأسفانه مشاهده مى شود كه بعضى از رؤساى جمهور آمریكا با آن كه از حداكثر آرا برخوردار نبوده اند, ازطریق سیستم انتصابى قضایى تقنینى , ادارهء بالاترین , مهمترین و با اقتدارترین نهاد سیاسى ; یعنى ریاست جمهورى را بعهده گرفته اند و برخى از آن ها حتى بدون آن كه در انتخابات شركت كرده ویا حتى سابقهء ریاست داشته باشند, بر اریكهء قدرت ریاست جمهورى سوار شده اند كه این گونه مثال ها مى تواند مصداق بارز بى توجهى یك نظام به ظاهر دموكراتیك به بدیهى ترین اصولدموكراسى و مردم سالارى تلقى گردد.

 

* ریاست جمهورى نهادى است اجرایى كه روزمره به رتق و فتق مسائل مبتلا به جامعهمى پردازد و شایسته است در انتخابات آن همهء مردم نقش اساسى ایفا كرده و بر اساس اصلمردم سالارى هر نفر یك رأى , برگزیده شود. بنابراین , اولا: بر خلاف نهاد رهبرى در اسلام , كه امرى است برخاسته از نظر شارع مقدس اسلام كه مردم در اصل مشروعیت آن نقشى ندارند,

 

 

 

|185|

بلكه نقش آنان تنها در فعلیت و تحقّق بخشیدن به اصل ولایت فقیه است و لذا احراز شرایط وصفات معین پیش بینى شده در منابع چهارگانهء اسلام به خصوص كتاب و سنت بسیار مهم است و... نهاد ریاست جمهورى نهادى صرفاً برخاسته از مردم است و خاستگاه مردمى در آن بهگونه اى است كه رییس جمهور منتخب مردم به شمار مى رود و حاكمیت و حكومت را بهصورت روزمره از طرف مردم و به نام ملت اعمال مى كند ثانیا: در صفات رهبرى شرایط ویژه اىمانند اجتهاد, فقاهت , و غیره وجود دارد كه احراز آن ها توسط مردم عادى كارى بس دشوار و چهبسا غیرممكن است و لذا متخصصان و خبرگان , كه خود از درجه اى از فقاهت برخوردار هستندو قدرت تشخیص ولى فقیه جامع الشرایط را دارند, بهتر مى توانند به انتخاب رهبرى كه ازجامعیت شرایط موصوف در قانون اساسى برخوردار است مبادرت ورزند.

 

* در حالى كه در نظام اساسى آمریكا امكان انتخاب مستقیم ریاست جمهور توسط جمهورمردم وجود ندارد, انتخاب رهبرى در نظام جمهورى اسلامى منحصراً از طریق انتخابغیرمستقیم صورت نمى گیرد, بلكه ممكن است توسط اقبال عمومى مردم به طور مستقیمانجام پذیرد; همانگونه كه در بدو وقوع انقلاب اسلامى ایران , قاطبهء مردم امام خمینى را بهعنوان ولى فقیه پذیرفتند و او را رهبر نظام جمهورى اسلامى قرار دادند.

 

* بر خلاف نظام انتخاباتى كالج الكترال آمریكا كه نامزدها با آراى مردم به كالج مزبور واردمى شوند و همهء آن ها حزبى بوده و تنها كسانى از این میان به عنوان كاندیداى ریاستجمهورى و یا معاون وى انتخاب مى شوند كه بیشترین رأى حزب ذیربط را در ایالت خود بهدست آورده باشند, نمایندگان مجلس خبرگان نماینده احزاب سیاسى نیستند بلكه آن هاشخصیت هایى هستند كه با احراز شرایط معین , كه در قوانین اساسى و عادى مقرر شده , خودرا در معرض افكار عمومى قرار مى دهند و مردم بر اساس توانایى ها و صلاحیت هاى فردىآن ها را انتخاب كرده و به مجلس خبرگان مى فرستند.

 

* در نظام كالج الكترال نمایندگان انتخاب كننده اى كه در مركز ایالات جهت انتخاب رییسجمهور و معاون وى جمع شده اند, هیچ تعهدى نسبت به اجراى میثاق خود با مردم درانتخاب نامزد معین ریاست جمهورى ندارند, بلكه ممكن است تحت تأثیر و نفوذ اصحابقدرت و ثروت و معاملات احزاب بزرگ سیاسى آمریكا و یا تحت فشار تبلیغات گستردهءتلویزیونى و وسایل ارتباط جمعى , نسبت به فرد منظور, معاملهء خاصى انجام دهند. امّانمایندگان مجلس خبرگان , در انتخاب رهبریت نظام , بر اساس اصول شرع اسلام و

 

 

 

|186|

معیارهایى كه طبق قوانین و مقررات تعیین شده و بدون آن كه وارد مبادلات سیاسى حزبىقرار گیرند, رهبرى نظام را انتخاب مى كنند.

 

* در نظام الكترال , چه نمایندگان انتخاب كننده و چه نامزد رییس جمهور, باید از شرایطعادى برخوردار باشند كه عناصر مذهبى و اعتقادى و اخلاقى نقشى را در آن ایفا نمى كنند,لیكن در انتخاب رهبریت نظام جمهورى اسلامى ایران , لازم است هم نسبت به نامزد رهبرى و هم انتخاب كنندگان (یعنى نمایندگان مجلس خبرگان ) شرایط و صفات خاصى ; مانندخداترسى , ایمان به خدا و ارزش هاى والاى انسانى , عدالت و صداقت و دیگر صفاتى كهاحراز آن از ضرورت هاى شرعى و قانونى است وجود داشته باشد, كه این خود عامل كنترلكننده براى سلامت انتخابات و صحت تصمیم گیرى در انتخاب رهبریت نظام است .

 

* نمایندگان ایالتى در انتخابات ایالتى و همچنین در كالج الكترال بر اساس تقسیم آراى بهدست آمده در ایالت ها و حسب قوت و ضعف هاى ایالتى , حق رأى دارند و نه به تعدادجمعیت ساكن در هر ایالت , امّا تعداد نمایندگان انتخابى مجلس خبرگان از استان ها, بر اساسجمعیت استانى تعیین مى شوند و لذا اصل هر شهروند یك رأى , كه از اصول دموكراسىاست و این اصل در نظام الكترال كالج مخدوش مى شود, كاملا در انتخابات مجلس خبرگانرعایت شده است ; به حدى كه رأى یك روستایى دور از شهر و با امكانات بسیار ناچیز, هماناندازه در انتخاب نماینده سهیم است كه رأى یك شهرى , كه در مركز استان اقامت دارد و ازهمهء امكانات خدمات شهرى بهره مند است .

 

* بر اساس چینش ساختارى در انتخابات ایالتى و همچنین نظام كالج الكترال , امكان برندهشدن حزب ثالث و یا نامزدهاى مستقل وجود ندارد در حالى كه در انتخابات نمایندگانمجلس خبرگان اولاً: ساختار تحزّب وجود ندارد تا سرنوشت انتخابات را در اختیار خویشبگیرند و انحصارگرایى را در آراى انتخاباتى ایجاد كنند, ثانیا: اگر طیف ها و جناح هاىسیاسى هم وجود داشته باشند, شیوهء انتخابات و نظارت حاكم بر صحت و سقم انتخاباتپبگونه اى است كه نامزدهاى ثالث و یا مستقل نیز به راحتى قادر به رقابت و انتخاب شدنهستند. اما در خصوص منتخبین كه به انتخاب رهبرى از درون مجلس خبرگان دستمى زنند نیز علاوه بر منتفى بودن حاكمیت تحزّب , هر نماینده صاحب یك رأى بوده و حقحاكمیت مردم را به راحتى و بدون مواجهه با موانع سیاسى اعمال مى كند.

 

* در نظام كالج الكترال نمایندگان انتخاب كننده , تنها در مرحلهء حدوث نقش ایفا مى كنند; یعنى

 

 

 

|187|

این كه براى انتخاب رییس جمهور و معاون وى , اجتماع مى كنند, اما بعد از آن كه رییس جمهور ومعاون وى تعیین شد و اداره كشور را به دست گرفتند, كالج مزبور دیگر نقشى را به عهده نخواهندداشت . لیكن مجلس خبرگان رهبرى نه تنها در انتخاب رهبر نقش دارد, بلكه وظیفه قانونى داردكه پیوسته عملكردهاى رهبرى را كنترل و نظارت نماید تا اطمینان حاصل شود كه صفات محرزدر قانون اساسى به قوت خود باقى است , در غیر این صورت مبادرت به عزل رهبر نماید.

 

* به عكس نظام انتخاباتى آمریكا و كالج الكترال , كه شمارش آرا توسط دو یا چند شركتمعین , كه در دست اصحاب قدرت و احزاب سیاسى بزرگ مى باشد, انجام مى پذیرد و عملاحاكمیت مردم در این مرحلهء حساس از انتخابات رعایت نمى شود, در نظام انتخاباتىمجلس خبرگان , آرا توسط نمایندگان شوراى نگهبان و با حضور دیگر مراجع رسمى دولت;مانند وزارت كشور كه حق استفاده از امكانات دولت و بیت المال براى برنده شدن یك یا چندنماینده خاصى را ندارند انجام مى پذیرد.

 

در پایان , جدول زیر مقایسه اى است اجمالى میان دو نهاد رهبرى در نظام جمهورى اسلامى ایران و ریاست جمهورى در ایالات متحده آمریكا:

 

عناوین رهبرى در نظام جمهورى اسلامى ایران ریاست جمهورى در ایالات متحده امریكا

موقعیت و جایگاه عالیترین مقام رسمى عالیترین مقام رسمى

 مسئولیت  دارد  دارد

شرایط انتخاب  - صلاحیت افتاء

- عدالت و تقوا

-بینش اجتماعى و سیاسى و تدبیروشجاعت ومدیریت - تابعیت امریكا

- 35سال حداقل سن

- 14سال اقامت متوالى 

نحوه انتخاب - یك مرحله اى با اقبال مردم

- دو مرحله اى توسط مجلس خبرگان   دو مرحله اى كالج الكترال 

مدت دوره تصدى - نامحدود ولى مقید به بقاى صفات محرزه 4سال

 انتخاب مجدد - دو دوره متوالى

ـ  آیا قابل عزل است ؟ بلى بلى

شرایط عزل - ناتوانى در انجام وظایف

- از دست دادن صفات محرزه

- فقدان برخى صفات محرزه از ابتداء محكومیت رییس جمهور

با رأى دو سوم اعضاى سنا

 

 

نهاد صالح براى عزل  مجلس خبرگان مجلس سنا

حق استعفاء  دارد  دارد

جانشینى شوراى رهبرى مركب از رییس جمهور,

رییس قوه قضاییه , یكى از فقهاى شوراى نگهبان معاون رییس جمهور

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 آذر 1388    | توسط: علی خدامرادی    | طبقه بندی: نظام های سیاسی،     | نظرات()